تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المقنع في الغيبة ( امامت و غيبت از ديدگاه علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
گفته‌اند : در اينكه به شكل پنهانى حضرت براى بعضى از دوستانش ظاهر گردد فايده‌اى نيست . زيرا بهره‌اى كه از تدبير و ادارهء امامان خواسته شده و موردنظر است ، جز با ظهور براى همهء امت و نفوذ مطلق فرمان امام حاصل نمىگردد . پس علّت در غيبت امام و ظاهر نبودن او - به گونه‌اى كه لطف و مصلحت براى همگان باشد - يكى شد .

امّا اين جواب نيز ، مورد رضايت و قابل قبول نيست :

زيرا دشمنان اگر مانع از ظهور امام زمان عليه السّلام به شكل تصرّف و تدبير امور باشند ، ديگر بين او و كسانى كه از اولياى موردنظر او هستند نمىتوانند مانع باشند كه حجاب غيبت از آنها برداشته شود . و چگونه كسانى از اولياء و دوستان او كه به ديدارش نائل مىگردد بطور شخصى و اختصاصى نتواند از او بهره‌اى ببرد ، در حالى كه معتقد به اطاعت او و وجوب پيروى از فرامين اوست و آنحضرت را حاكم بر خويش مىداند ؟ ! و اگر كسى قائل شود كه چنين ديدارى بخاطر اختصاصى بودنش و بخاطر اينكه امام با فرض چنين ديدارى حاكم و فرمانرواى همگان محسوب نمىشود و تدبير و ادارهء همهء مردم به او سپرده نشده است ، ممكن نيست و واقع نمىشود ، خود اين تصريح به اين است كه اصلا شيعهء اماميه از زمان فوت امير المؤمنين عليه السّلام تا زمان حسن بن على عليهما السّلام پدر امام زمان عليه السّلام هيچگونه بهره‌اى از ديدار امامان خويش نداشته‌اند بخاطر همان علّتى كه دربارهء امام زمان عليه السّلام ذكر شد .