درست قضاوت مىكرد ، ممكن نبود كه معجزهء امام در هنگام ظهور بر او مشتبه گردد .
بنابراين بايد اين تقصير را جبران كرده ، و به علم كافى براى تشخيص معجزه و غير معجزه دست يابد ، تا بدينوسيله از زمرهء كسانى كه معجزه و غير معجزه برايشان مشتبه مىگردد خارج شود .
تكليف غير مقدور :
كسى نمىتواند بگويد : اين وجوب تحصيل علم و قدرت تشخيص ، تكليف به غير مقدور و حواله دادن به امرى غيبى و غير قابل درك است .
زيرا اين دوست و ولىّ نمىتواند تقصير و كوتاهى خود را نسبت به خصوص رأى و استدلال مذكور بشناسد تا بعد از شناخت ، آن را جبران نمايد و خود را براى رويارويى درست با معجزه آماده سازد و قدرت كافى براى تشخيص صحيح آن را در خويش ايجاد كند .
در حقيقت شما با چنين بيانى ، او را مكلف به ما لا يطاق نموده و چيزى را كه بر او لازم نيست بر عهدهاش لازم مىسازيد .
جواب از اين اعتراض ، اين است كه :
آنچه كه در تكليف لازم است گاهى امرى شناخته شده و يگانه است و گاهى مخلوط و مشتبه به غير آن است - اگرچه قدرت بر هردو نيز براى