با اينهمه ، اگرچه مسألهء حق و اقسام آن همانطور است كه ما گفتيم ، لكن نياز به امام امرى ثابت و لازم است ؛ بخاطر اينكه دليل نياز مستمر و هميشگى انسانها به او - در هرزمان و به هرشكلى كه باشد - عبارت از اينست كه : امام عليه السّلام لطفى در حق ماست كه در انجام واجبات و دورى گزيدن از بديها تأثير دارد و اين امر ، بگونهاى است كه هيچ چيز ديگرى ما را مستغنى از آن نمىسازد و هيچ چيزى در اين جايگاه ، جايگزين او نتواند بود .
و اما نياز به او در امور مرتبط با حق سمعى و اقوال شرعى ، باز هم ظاهر و آشكار است . زيرا نقل روايت ، اگرچه از طرف حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و پدران بزرگوار حضرت مهدى عليه السّلام دربارهء تمام امور مورد نياز دين ، وارد شده است ؛ با اينهمه ممكن است نقلكنندگان روايت به دليلى يا از روى تعمّد يا از روى اشتباه ، دست از نقل بكشند و بدينوسيله نقل منقطع بشود ، يا در بين كسانى كه نقل آنها حجيّت ندارد باقى بماند . در اين صورت نياز به امام عليه السّلام خواهد بود تا آن را كشف كند و توضيح بدهد و مورد تقصير را بيان فرمايد .
پس ظاهر شد كه : نياز به امام عليه السّلام در هرحالى ثابت است اگرچه رسيدن به حق از طريق دلائل و ادلهء آن نيز ممكن باشد .
* * *
المقنع في الغيبة ( امامت و غيبت از ديدگاه علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 71
مساهمون: الشريف المرتضى
ص٧١