آيا نمىدانى : آنچه كه عقل بر آن دلالت دارد و قطع به صحيح بودن آن دارد - در مورد عدالت و توحيد خداوند تعالى - خودش راهبر و سوقدهندهء ماست به سوى علم قطعى به اينكه همين آيات متشابه داراى توجيهى صحيح و تأويلى مطابق با عقل مىباشند ، اگرچه علم ما به آن احاطهء كافى نداشته باشد ، همچنانكه همان حكم عقل و قطع به صحّت - در مورد امامت حضرت حجة بن الحسن العسكرى عليهما السّلام - نيز خودش راهبر و سوقدهندهء ماست به سوى علم قطعى به اينكه غيبت داراى وجوه و اسبابى درست است ، اگرچه علم ما به آن ، احاطهء كافى نداشته باشد .
تقدّم اصول بر فروع :
اگر گفت : من ثبوت امامت حجة بن الحسن عليهما السّلام و درستى طريق آن را قبول ندارم ، چون اگر آنرا قبول مىداشتم در مورد غيبت ديگر مخالفتى نمىتوانستم داشته باشم . امّا من - از طريقى ديگر - غيبت او را كه نمىشود براى آن سبب صحيحى باشد طريق براى نفى امامت مورد ادّعاى شما براى حجة بن الحسن عليهما السّلام قرار مىدهم .
گوئيم :
تا زمانيكه امامت حجة بن الحسن عليهما السّلام براى ما ثابت نشده باشد ما سخنى دربارهء غيبت نداريم . زيرا ما سخن از سبب غيبت كسى مىگوييم كه امامتش ثابت و وجود او معلوم باشد ، و گرنه سخن گفتن دربارهء وجوه غيبت آنكس كه اصلا موجود نيست هذيانى بيشتر نيست .