تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى ) — صفحة 846

مساهمون:

ص٨٤٦
غلام [ مغيرة بن شعبة ] « 1 » - شكم عمر را بدريد ، چنانج من در باب تواريخ ازين كتاب ذكر آن كردم . عبد الملك بن مخبر بن قحذم ، از پذر خويش روايت مىكند ، كه : « در آن وقت كه ابو موسى باهواز رفته بود ، چهار هزار سوار يزدجرد بن شهريار بمناذر « 2 » رسيدند ، أبو موسى آن را فتح كرده بود . خواستند كه با أبو موسى كارزار كنند ، چون در لشكر أبو « 3 » موسى نكاه كردند ، ديدند كه مجموع تيرهآىء ايشانرا پر بيفتاده بود ، از بسى كه آنجا مقام كرده بودند . عقلآىء ايشان كفتند : اى قوم ! اين حالتيست كه شما را بذان پند مىبايد كرفتن ، و كار و بار ايشان حقّست . و هر كروهى ازيشان درين باب سخن مىكفتند . پس عامّهء ايشان به أبو موسى اسلام آوردند ، و مسلمان شدند ، و أبو موسى بر ايشان شرط كرفت ، كه بعضى را از عرب يارى ندهند بر بعضى ديكر . پس از آن جمعى را ازيشان به پيش عمر فرستاد ، و در ميان ايشان مردى بود نام او سياه ، و رئيس و مهتر ايشان بود . و مردى ديكر نام او ماه فروردين ، او نيز رئيس ايشان بود ،
هامش
مسجد گذر مىكرد ، و آنها را منظم مىنمود ، تا به آنان نماز صبح را بخواند ، با خنجر دو سرى كه همراه داشت شش ضربه به دو زد ، يكى از آن ضربات زير ناف او بود ، كه به همين ضربه كشته شد . ( 1 ) . در تمامى نسخه‌ها : ( غلام هرمزان ) ضبط شده ، كه به اجماع مؤرخين خطا است ، و او غلام مغيرة بن شعبة بوده است . ( نگاه كنيد به : تاريخ طبرى : 5 / 24 ، الكامل ابن اثير : 3 / 49 ) . ( 2 ) . مناذر : نام دو شهر در خوزستان بوده است كه يكى را مناذر الكبرى و ديگرى را مناذر الصغرى مىگفتند ياقوت حموى در « معجم البلدان » مىگويد : ( و هما بلدتان بنواحى خوزستان : مناذر الكبرى و مناذر الصغرى . اول من كوّره و حفر نهره اردشير بن بهمن الاكبر بن اسفنديار بن كشتاسب ) . ( 3 ) . در تمامى نسخه‌ها : أبى موسى .