تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى ) — صفحة 849

مساهمون:

ص٨٤٩
ضبّه كفت : مرحبا از جانب خذاست ، و اما أهل ، مرا نه أهلست و نه مال ، باز پس كرديد و از پيش عمر بيرون آمد . و هر روز بامداد و شبانكاه ، بنزديك عمر مىآمد ، و سلام مىكرد ، و عمر او را هم آن سخن ميكفت ، و او بجواب آنج روز اول كفته بود ، باز ميكفت . جون ضبّه بسيارى ملازمت كرد ، و ميان او و عمر سخن مكرر شد ، عمر او را كفت كه : از جه جهت تو شكايت و كله دارى از أبو « 1 » موسى ، و او بجآىء تو چه بدى كرده است ؟ ضبّه كفت : شصت غلام از پسران رؤسا و مهتران ، از برآىء خود اختيار كرده . و ديكر آنك : او را كنيزكيست عقيله نام ، از بام تا شام با او معاشرت مىكند ، و صحبت ميدارد ، و هيچ كس از ما قادر نيست بر آنج او قادر است . و ديكر آنك : او را هر روز دو قفيز « 2 » كندم است . و دو انكشترى دارد . و زياد بن عبيد [ بن علاج ] « 3 » را نائب خود كرده است ، و كارها بذو تفويض نموده ، و خود بتنعّم و عشرت مشغولست . و بر اهل كوفه حسد برد ، و بدروغ سوكند خورد كه با قبيله سرّق « 4 » عهد كرده است ، و ايشانرا شش ماه مهلت داده . پس عمر نامه نوشت به أبو « 5 » موسى ، و او را طلب كرد . چون أبو موسى بيامد ، چند روز او را از صحبت خود منع كرده بود ، و بار نميداد . بعد از آن او را بخواند ، و در منصب « 6 » خود بنشاند . پس ضبّه را كفت : اقرار كن بذانج از أبو موسى شكايت مىكردى .
هامش
( 1 ) . در تمامى نسخه‌ها : أبى موسى . ( 2 ) . قفيز : پيمانه‌اى كه با آن حبوبات را وزن مىكردند . ( 3 ) . افزوده از ( الفتوح : 1 / 285 ) ( 4 ) . در « الفتوح : 1 / 285 » بجاى قبيلهء سرّق از ( أهل رامهرمز ) نام برده شده . ( 5 ) . در تمامى نسخه‌ها : أبى موسى . ( 6 ) . يعنى او را در برابر جايگاه خود نشانيد . چنان كه در « الفتوح : 1 / 285 » آمده است كه : ( فأجلسه بين يديه ) .
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى ) — صفحة 849 | حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى / انصارى / تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي