تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى ) — صفحة 841

مساهمون:

ص٨٤١
عمر كفت : رسول خذا ما را تحذير و تخويف « 1 » كرده است از هر منافقى دانا ، و من مىترسيدم كه تو از جملهء ايشان باشى ؛ و حال آنك تو از ايشان نيستى . پس با او عطا كرد ، و بسى اعزاز و اكرام نمود ، و تفضيل نهاد ، و او را با معقل بن يسار « 2 » روانه كردانيد . و معقل بن يسار آنكسى است كه ، نهرى كه معروفست ببصره ، بنهر معقل « 3 » ، كنده است . راوى كويد ، كه : جماعتى كه با هرمزان آمده بودند ، هرمزان را در شهر آوردند تا عمر را ببيند ، و جامهآىء ديباج زربافته درو پوشانيدند ، و تاجى مكلّل بياقوت ، و مرصّع بزمرّد بر سر او نهاده بودند ، و دو كشواره در كوش كرده ، و دست او رنجنها « 4 » در دست كرده ، و انكشترى در
هامش
( 1 ) . تحذير : بر حذر داشتن . تخويف : ترسانيدن . ( 2 ) . معقل بن يسار مزني بصرى ، از اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و إله ، كه در سال آخر خلافت معاويه درگذشت . « سير اعلام النبلاء : 2 / 576 » . ( 3 ) . به روايت مؤرخين ، نهر معقل در دوره ولايت زياد بن ابيه بر بصره ، در زمان خلافت معاويه و به دستور او و نظارت معقل بن يسار حفر گرديد . اين نهر يكى از شعبه‌هاى رودخانه دجله است ، كه در شمال شرق بصره مىباشد ، در آن دوره از رودخانه دجله دو شاخه جدا كردند ، و دو نهر جديد استحداث كردند ، يكى نهر معقل و ديگرى نهر ابلّة ، كه هر دو به طول 4 فرسخ و با فاصله از يكديگر به سمت جنوب شرقى مىرفتند ، و در نهايت از راه اروند رود ( يا شط العرب ) به خليج فارس مىرسيدند . رودخانه معقل عميقتر و عريضتر بوده ، و در آن كشتيهاى بزرگ در رفت و آمد بودند ، و شاهراه اصلى تجارت بصره و خوزستان تا پس از دوران هارون الرشيد در اواخر قرن سوم هجرى بود . نگاه كنيد به : « بلدان الخلافة الشرقيه ( ترجمه عربى ) : ص 65 و 67 و 69 ، خطط البصرة : 150 » . ( 4 ) . رنجن : تعريفى از معناى اين لغت در لغت‌نامه‌هاى فارسى نيامده است ، و احتمالا به معناى دست‌بند است ، چنان كه در پاورقى ( 1 ) ص 302 از نسخه چاپى آمده است ( دست او رنجن ، بمعنى دست و رنجن ، و دست برنجن است كه دستبند است ) .