قرطة « 1 » بن كعب ، و سعد بن عمرو انصارى « 2 » ، كه درين قصّه نظر كنند ، اكر ابو موسى ايشانرا عهد و پيمان بخشيده است ، و شش ماه مهلت داده - چنانج مىكويد - او را بر صدق اين دعوى سوكند دهند ، بعد از آن بردهآىء قبيله سرّق « 3 » بازپس دهند ، و آن جماعت كه از ايشان كشته شده باشند ، ديت ايشان بدهند . و اهل كوفه از اموال سرّق هر آنچ در دست ايشان باشد بازكردانند ، و در آن تصرّف ننمايند . و اكر زنى از قبيلهء سرّق از مسلمانى آبستن باشد ، آن زنرا پيش خود بازدارند ، تا آنكاه كه وضع حمل او بباشد ، بعد از آن آن زنرا مخيّر كردانند ، اكر خواهد كه پيش صاحبش مقام كند ، بتجديد عقد شرعى بهبندند ، و مهر معيّن كنند ، و اكر خواهد بنزديك اهل خود باز رود .
پس همه جمع شدند ، و از أبو موسى سوكند درخواست كردند ، أبو موسى سوكند خورد كه ايشان در وعدهء شش ماهاند .
و چون أبو موسى بر صدق دعوىء خود سوكند ياذ كرد ، مردمان كوفه بردهآىء سرّق بازپس دادند ، الّا جمعى از زنان ايشان ، كه به اختيار در ميانهء مسلمانان ببودند و نرفتند . و هر جه عمر فرموده بود امضآىء آن كردند ، و از آن تجاوز ننمودند . « 4 »
هامش
( 1 ) . در تمامى نسخهها : ( قرطه ) ضبط شده است كه خطاست ، و صحيح آن ( قرظه ) با ظاء معجمه مىباشد . او قرظة بن كعب بن ثعلبة بن عمرو خزرجى ، از صحابه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله كه به عراق آمد ، و ساكن كوفه گرديد ، و در جنگهاى فتح ايران شركت داشت ، و در سال 32 هجرى رى را فتح كرد ، روايت شده است كه در كوفه درگذشت و امير المؤمنين عليه السلام بر جنازه او نماز گزارد . « الاصابة : 5 / 236 » .
( 2 ) . ؟ ، شايد سعد بن سعيد بن عمرو انصارى خزرجى بوده باشد . و ابن اعثم در « الفتوح : 1 / 273 » اين نام را ( سعيد بن عمرو الانصارى ) ضبط كرده است ، كه از هر سه شخص يادى در منابع نيامده است .
( 3 ) . پيشتر گذشت كه موضوع مورد اختلاف مردمان شهر رامهرمز بودند كه كشته شده ، يا به اسارت رفته بودند ، و يادى از قبيله سرّق در منابع نيامده است .
( 4 ) . الفتوح : 1 / 273 .