منال ايشانرا تاراج كردند ، و برده آوردند .
أبو موسى بر عمّار دعوى كرد ، و كفت : من با اين قبيله صلح كرده بودم ، و ايشانرا عهد و پيمان داده ، و شش ماه مهلت خواسته بودند ، شما خيانت كرديد با ايشان .
ابو موسى و عمّار درين باب با يكديكر منازعت كردند ، و سخن كفتند .
عمّار أبو موسى را كفت : تو بر اهل كوفه حسد مىبرى ، و نميخواهى كه ايشانرا آوازى و شهرتى باشد ؛ كه ايشان در عهد و پيمانند ، و خلاف واقع است ، و هيچ عهدى ميان تو و ميان ايشان نبوده است .
أبو موسى كفت : يا عمّار تعجيل مكن ، من چيزى كه نبوده باشد نكويم ، بعد از آن نامهء نوشت بعمر درين باب .
پس عمر جواب نوشت بحذيفة بن اليمان « 1 » ، و براء بن عازب « 2 » ، و نعمان « 3 » بن مقرّن ، و
هامش
خود را به نامهاى نعمان بن مقرن و جرير بن عبد اللّه بجلى را براى دعوت مردم رامهرمز به اسلام گسيل داشت ، ليكن آن دو تن شهر را فتح كرده و مردمانش را اسير نمودند .
( 1 ) . حذيفة بن حسل ( يا حسيل ) بن جابر العبسى يمانى ، يكى از اعيان مهاجرين و صحابه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله ، پدرش را مسلمانان به خطا در جنگ احد كشتند ، حذيفة به عنوان ( صاحب السّر ) شهرت دارد ، زيرا پيامبر نام منافقين را به دو فرموده بود ، از اين رو او منافقان را مىشناخت ، و نام چند تن از آنان را ياد كرده است . عمر او را والى مدائن نمود ، و در همانجا در سال 36 هجرى درگذشت . بقعه او امروزه در شهر مدائن ( بهمراه بقعه سلمان فارسى ) در نزديكى طاق كسرى قرار دارد ، و زيارتگاه مردم است . نگاه كنيد به : سير اعلام النبلاء : 2 / 361 » .
( 2 ) . در نسخهء اصل و ديگر نسخهها : ( براء بن غارب ) ضبط شده كه خطاست ، و صحيح آن ( البراء ابن عازب ) است ، او البراء بن عازب بن الحارث ، أبو عمارة الانصارى الحارثى ، از اعيان و بزرگان صحابه است ، و در جنگ بدر به علت كمى سن شركت داده نشد . وى در سال 71 يا 72 هجرى در اهواز درگذشت . « سير اعلام النبلاء : 3 / 194 » .
( 3 ) . در تمامى نسخهها : ( معقل ) ضبط شده است ، كه خطاست - چنان كه پيشتر گذشت - و صحيح آن النعمان بن مقرّن مزنى مىباشد .