مدح كرده است ، بذين بيت :
شعر
فهنّاك مجزأة بن ثور * كان اشجع من اسامه
او را كفتند : اسراف و مبالغه كردهء در وصف او .
كفت : من مجزأة بن ثور را ديدم ، كه بتنها شهرى را فتح كرد و بكرفت ، و من هيچ شيرى را نديدم كه بر آن قادر باشد ، پس بدانستم كه او از شير اشجعتر و دليرتر است .
پس دهقان با آن سواران بر ركى از كوه « 1 » ، در ميانهء دجله « 2 » روانه شد ، و هيچكس ازيشان غرق نشد ، الّا كوذكى كه بر اسبى سخت « 3 » بد نشسته بود ، آن اسب او را بجانب آب كشيد تا آب خوردن . آن كودك لكام او را باز كشيد ، اسب بلرزيد و با آن غلام غرق شد ، و سى و نه ديكر بسلامت بماندند .
پس دهقان در شب ايشانرا از آن سوراخ در شهر برد ، و با ايشان بر باروى شهر رفت ، و پاسبانان را بذيشان بنمود . ايشان همه را كردن بزدند ، و بر باروىء آن مدينه و نواحىء آن بآواز بلند تكبير كفتند .
چون هرمزان در شهر آواز تكبير شنيد ، بر قلعه كريخت ، و در آن قلعه خزآئن و اموال اهل آن شهر بودند ، و همه آلات محاصره كردن ، از عرّاده و منجنيق و سنگ و تير ، و
هامش
( همچون سيد حميرى و جز او ) قصائدى در رد و نكوهش او سرودهاند . او در سال 84 هجرى درگذشت . لازم به يادآورى است كه بخارى در صحيح خود از عمران به حطّان روايت مىكند ، و او را به رغم دشمنى و عداوت با اهل بيت عليهم السلام شخص عادل و ثقه و مورد اعتماد مىداند .
نگاه كنيد به : « سير اعلام النبلاء : 4 / 214 » .
( 1 ) . ابن اعثم در « الفتوح : 1 / 280 » مىگويد : ( ثم أصعدهم على عرق الجبل ) كه ( عرق ) به معناى رگ است ، از اين رو به نظر مىرسد مصنّف تاريخ قم اين بخش را علاوه بر دو منبع سابق الذكر از كتاب ابن اعثم نيز روايت كرده است .
( 2 ) . مقصود از دجله رود كارون ( يا نهر شوشتر ) است .
( 3 ) . سخت : قوى هيكل .