« رسول ؛ ابو موسىء اشعرى ، و معاذ [ بن ] جبل را والى يمن كردانيد ، و ايشانرا فرمود كه بايد كه اهل ايمان را باسلام بشارت دهيد ، و از اسلام نرمانيد ، و كار بر ايشان آسان كردانيد ، و دشخوار مكيريد » « 1 » .
و عبد الرحمن بن حرث ، از برآىء بن أبى يوسف ، از أبى بردهء بن أبى موسى روايت كند ، كه :
« ابو موسى اول كسى است كه از ميانهء اشعريان نيزه « 2 » در ميان كفّار حبشه انداخت ، و آن آنچنان بود ، كه جون او با اشعريان از بلاد يمن مهاجرت كرد در كشتيها بجانب مدينهء رسول عليه السّلم ، اتفاقا بادى برآمد ، و كشتيهآىء ايشانرا ببعضى از جزيرههآىء حبشه انداخت . پس اشعريان با حبشه كارزار كردند ، و ابو موسى بر ايشان تيرباران كرد ، تا شرّ ايشان از اشعريان بكفايت كرد . و اول او بذيشان اين تير انداخت ، و درين باب اين اشعار ميكفت :
شعر
الا ابلغ رسول اللّه أنّى * حميت صحابة بصدور نبلى
اذود بها اوائلهم ذيادا * بكلّ حزونة و بكلّ سهل
فما يعتدّ رام في عدوّ * به سهم يا رسول اللّه قبلى
و بعضى ديكر كويند ، كه :
اين ابيات سعد بن ابى وقّاص كفته است » ، و اللّه اعلم .
و ابو موسى يكى از اصحاب رسول خذا بود ، از آنكسانى كه مردم بسبب فقه و قراءة « 3 » قرآن از جوانب « 4 » به پيش ايشان مىآمدند ، و فقه و قرائت بر ايشان ميخواندند .
و در آنزمان كه رسول عليه السّلم از دار فنا بدار بقا رحلت كرد ، او بيمن والى بود . و در
هامش
( 1 ) . اين روايت را بخاري در چندين باب از بابهاى كتاب خود آورده است : 6 / 113 في الجهاد ، 8 / 50 المغازي 10 / 435 في الأدب ، 13 / 143 في الاحكام . همچنين مسلم آن را در باب جهاد حديث شماره ( 1733 ) آورده .
( 2 ) . در نسخهء اصل : نيز ، و در نسخه چاپى : نيزه .
( 3 ) . در اصل : قراة .
( 4 ) . جوانب : نواحى و اطراف .