[ ابن ] كلبى كويد ، كه :
« از اشراف اشعريان در ايام اسلام ابى موسى است ، و در بيشترين مواضع « 1 » با رسول عليه السّلم مصاحب بوده است . و رسول او را با جمعى بيمن فرستاد ، و ابو موسى بدرقهء رسولان پيغامبر عليه السّلم : جعفر [ بن ] ابى طالب ، و عمرو [ بن ] عاص بود ، در آن وقت كه ايشانرا بپيش نجاشى مىفرستاد . و در قسمت با ابو بكر مصاحب و شريك و والى قسمت بود . و از سراى زبيد و رمع هجرت كرد بمدينهء پيغامبر عليه السّلم ، با هفتاد مرد و شانزده زن ، در هشت كشتى .
و ابو موسى درين باب كويد :
شعر
اقول لاصحاب السّفينة عرّجوا * لعلّ ابنة الذّميّ ميّة تلحق
و رسول خذا دعا كرد برو ، و بر ديكر اشعريان » .
و حديث كرد ما را جرير بن عبد الحميد الضّبى ، از اسمعيل بن أبى خالد ، از سعيد بن أبى برده ، كه او كفت ، كه :
هامش
سعيد ابن أبى برده ، و يا ديگر راويان ناصبى و عثمانى - براى أبو موسى نقل كردهاند ، و او را با عناوينى همچون : الامام ، الفقيه ، المقرىء ، القاضى و جز اين ياد كردهاند . و بيشتر آنچه مصنّف تاريخ قم در اين فصل درباره أبو موسى آورده ، از قبيل روايات و اخبار فوق الذكر است ، كه از منابع سنى روايت كرده است . به اعتقاد اماميه أبو موسى اشعرى گر چه شرف صحبت و توفيق مصاحبت با پيامبر صلّى اللّه عليه و إله را يافت ، ليكن از آن جهت كه در هنگام تقابل حق و باطل به طمع مال و مقام دنيا ، يا از روى عناد و لجاجت و دشمنى جانب باطل را گرفت ، و به دفاع از آن پرداخت ، و با امام معصوم و خليفه بر حقّ مبارزه نمود ، و نتيجه كار و حكميت او به قدرت رسيدن معاويه و بنى اميه بود ، مستحق لعن و نفرين در دنيا ، و آتش دوزخ در آخرت مىباشد .
« طبقات ابن سعد : 2 / 344 ، الإصابة : 6 / 194 ، سير أعلام النبلاء : 2 / 380 ، وقعة صفين : 497 ، تاريخ الطبرى : حوادث سال 38 هجرى » .
( 1 ) . أبو موسى اشعرى كمتر از دو سال در مدينه در خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله بود ، از اين رو شركت در ( بيشترين مواضع ) نادرست مىباشد .