تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى ) — صفحة 735

مساهمون:

ص٧٣٥
تعصّب « 1 » كرد - بر قومى كه خروج كرده بودند با او - بر يمن « 2 » ، و ايشانرا به كارهاى مكروه و ناخوش مىفرمود ، و ايشانرا بغايت خوار و ذليل ميداشت . پس عبد اللّه بن سعد ، با براذران خود : احوص « 3 » ، عبد الرحمن ، و نعيم ، و ديكر خدمتكاران - و ايشان مجموع هفتاد سوار بودند - از كوفه بيرون آمدند . و جون به زمين قم رسيدند ، بديهء فرابه فرود آمدند . بعد از آن خواستند كه بجانب اصفاهان روند ، نظر كردند بمردم اين ديها ، ديدند كه ايشان در حصار مىكريختند « 4 » ، و از راه قارص « 5 » سواران و
هامش
دواعى گوناگون با او بيعت كردند ، و به شورش او پيوستند . لشكريان دو طرف در خوزستان ( در نزديكى شوشتر ) در سال 81 هجرى برابر يكديگر قرار گرفتند ، حجّاج شكست خورد و عبد الرحمن بصره را فتح كرد ، و مردم با او بيعت كردند ، و بتدريج بر سرتاسر جنوب عراق ( از كوفه تا بصره ) چيره شد . و دهها جنگ كوچك و بزرگ ميان طرفين رخ داد ، و در آن دهها هزار سرباز به هلاكت رسيدند ، عاقبت در جنگ دير الجماجم در 14 جمادى الثانى سال 83 هجرى ابن الاشعث شكست خورد ، و باقيمانده لشكريانش پراكنده شدند . و بدين گونه شورشى كه مىرفت خلافت بنى اميه را در عراق نابود كند پايان يافت ، و خود عبد الرحمن به خراسان گريخت ، و در آنجا به هلاكت رسيد . نگاه كنيد به : « تاريخ طبرى ، تاريخ ابن الاثير ، تاريخ ابن خلدون : حوادث سالهاى 80 تا 85 هجرى . الامامة و السياسة ج 2 / 30 - 38 ، الحجاج بن يوسف الثقفى : 234 - 299 ، سير اعلام النبلاء : 4 / 183 » . ( 1 ) . سخت گرفتن و شدت عمل بخرج دادن در رفتار . ( 2 ) . يعنى بر مردان قبايل يمنى ساكن در كوفه ، كه به شورش ابن الأشعث پيوسته بودند . ( 3 ) . در اصل : أخوص . ( 4 ) . يعنى مردم به درون حصار مىگريختند . ( 5 ) . قارص ( در برخى از نسخه‌ها قارض ضبط شده است ) نام دشتى بوده است ( وادى قارص ) در شمال شرقى قم ، در مسير جاده كهن قم - رى ، و جزو حوزه روستاى سراجه . در تاريخ قم چندين بار از اين دشت ياد شده ، و در آن آمده است كه در آن ديه و جوى و رودخانه‌اى به همين نام بوده ، كه بخشى از آب رودخانه قم ( رود اناربار ) بدان سرازير مىشده است . اين منطقه داراى نيزارى بوده است ، كه خراج ساليانه آن 30 دينار برآورد مىشده . اين ديه در دوره مصنّف تاريخ قم از ميان رفته است ، از اين رو از آن با نام ( بائره ) ياد مىكند .