« ذكر كشتن حجّاج بن يوسف ، محمّد بن سائب [ بن ] مالك « 1 » اشعرى را ، و سبب كشتن او »
راوى كويد كه :
« چون پذر محمّد بن سآئب را بكوفه با مختار شهيد كردند « 2 » ، محمّد كوچك بود ، مصعب بن زبير او را از حبس خلاص « 3 » كرد . چون محمّد بن سائب باليده و بزرك شد ، شجاع و مردانهء روزكار خود بود ، چنانج در آن روزكار كسى در شجاعت و سوارى و مردانكى ، و بخلق و كرم ، با او همسر و برابر نبود ، و او را با هزار سوار نهاده بودند . و او را نيزهء بوده است كه بجز ازو ديكرى او را بر نداشته است ، بسبب بزركى و كرانىء « 4 » آن .
اتّفاقا بطريقى « 5 » از ناحيت آذربيجان - و بروايتى از ثغر « 6 » قزوين - به پيش حجّاج بن يوسف آمد - و بعضى ديكر كويند كه : بطريق نبود بلكه باذان « 7 » بود - بنزديك حجاج آمد ، و از
هامش
( 1 ) . در نسخهء اصل : ملك .
( 2 ) . داستان كشته شدن سائب بن مالك ، در جريان واقعه قيام مختار ، پيشتر در آغاز اين باب به تفصيل گذشت .
( 3 ) . در « تاريخ طبرى ج 6 / 676 در حوادث سال 67 هجرى » آمده است كه سائب بن مالك أشعرى از همسر خود عمرة بنت أبى موسى أشعرى فرزندى آورد به نام محمّد ، كه به همراه پدر خود در قصر دار الإمارة كوفه بود ، و پس از كشته شدن پدرش دستگير شد ، ليكن به علت خردسالى آزاد گرديد .
( 4 ) . گران : سنگين .
( 5 ) . بطريق : ( به كسر باء بر وزن كبريت ) ، كلمهاى است يونانى ، به معناى فرمانده لشكر . در « المعرب من الكلام الأعجمى ص 76 » آمده است : ( البطريق بلغة الروم : هو القائد و جمعه بطارقة ) . و در القاموس : ( القائد من قوّاد الروم ، تحت يده عشرة آلاف رجل ) . و در النهاية ابن الأثير آمده است كه : ( البطريق هو الحاذق بالحرب و امورها ، بلغة الروم ، و هو ذو منصب و تقدّم عندهم ) .
( 6 ) . ثغر : مرز ميان كشور اسلامى و بلاد كفر را ثغر گويند .
( 7 ) . باذان ( باذام ) ابو مهران ، مردى پارسى نژاد ، كه از طرف كسرى حاكم يمن بود ، و خسرو پرويز او را مأمور دستگيرى رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله نمود ، و او در سال 10 هجرى اسلام آورد . و مصنف