شوكت و عظمت ايشان بحدّ اعلى رسيد . و بر خريدن ضيعتها حريص شدند ، و بزيادتىء كسب معيشت ، و بنا نهادن سراها و ايوانها و عمارتها مولع « 1 » شدند .
و عبد اللّه و احوص نيابت يكديكر مىكردند ، و در قصد اصفاهان ؛ هركاه كه يكى از ايشان باصفاهان رفتى ، تا از عمّال اصفاهان خراج اين ناحيت ضمان كند ، آن برادر ديكر بر جاى و مقام بنشستى .
بعد از آن عبد اللّه بن سعد بهمدان و اصفاهان والى و حاكم شد ، تا آنكاه كه از آن استعفا نمود ، و طلب عزل و ترك آن كرد ، چنانچ من در موضع خود ياد كنم . إن شاء اللّه تعالى وحده العزيز .
* * * « ذكر نقض عهد ، و شكستن پيمان ، أهل عجم مر أهل عرب را »
عهدى كه ميان عرب و عجم قم بود ، عجم آن را بشكستند ، و خلاف عهد و پيمان كردند ، و عرب بسبب آن وجوه و اشراف عجم را بكشتند .
چنين روايتست از بعضى راويان عرب ، كه از مشآئخ خود روايت كردند ، كه :
« ميانهء عرب و عجم كه بقم بودند ، همهء اوقات با يكديكر موافقت مىنمودند ، و همه متابعت يكديكر مىكردند ، و بر عهد و ميثاق كه ميان ايشان بود مواظبت مىكردند ، تا آنكاه كه يزدانفاذار و خربنداد ، و وجوه و اشراف عجم - كه با عرب عهد و پيمان كرده بودند - وفات « 2 » يافتند . بعد از آن فرزندان عجم بزرك شدند ، نظر كردند در عبد اللّه و احوص و فرزندان ايشان ، و كار و شغل ايشان هر روز قوّت زيادتتر ، و شوكت و عظمت متضاعف « 3 » ،
هامش
( 1 ) . مولع : ولع كردن ، حرص طلبيدن و زياده خواستن .
( 2 ) . پيشتر گذشت كه يزدانفاذار در سال 114 هجرى درگذشت .
( 3 ) . متضاعف : فزونى و افزايش .