پس عبد اللّه و احوص ، حباب را كفتند ، تا اين كتاب و عهدنامه بنويسد . حباب بنوشت ، و از طرفين تأكيد و تشديد در آن ياد كرد ، و همه خطهاى « 1 » خود در آن ثبت كردند ، و به انكشترى « 2 » سعد بن مالك « 3 » مهر كردند .
بعد از آن حباب از خربنداد اعادهء « 4 » آن تعبير « 5 » كرد .
خربنداد كفت : من تعبير چنان كنم كه آن باغ ، مستقر « 6 » و منزل اين جماعتست ، و آن هر دو سرو ؛ عبد اللّه و أحوصاند ، و اغصان « 7 » كه از اصول آن هر دو سرو بر آمده بودند ، اعقاب و فرزندان ايشانند از پس ايشان . و زود باشد كه عقب عبد اللّه و احوص بمرتبهء برسد ، كه ورآىء آن نهايتى نباشد ، بسبب آنك همه يكدل و يكزبان باشند ، و به مثل كلمهء واحده باشند ، و مدد و معاونت يكديكر كنند ، و بار يكديكر بكشند ، و طريق سخاوت و بذل و جوانمردى سپرند . لا جرم « 8 » چون ايّام ايشان برين منوال كذرد ، و هيچ كس در ايشان طمع نكند ، و بر ايشان ظفر نيابد . و طالع وقت فرود آمدن ايشان ، دلالت مىكند بر تمكّن ايشان مدت سيصد و شصت سال ، و اللّه اعلم .
راوى ميكويد ، كه :
برين عهد و شرط اقامت كردند ، و مقيم شدند ، و تناسل و توالد ايشان بسيار شد ، و
هامش
( 1 ) . مقصود آن است كه همگى امضاى خود را پاى آن نوشته ثبت كردند .
( 2 ) . بايد انگشترى كه به وسيله آن پاى عهدنامه را مهر كردند از آن عبد اللّه بن سعد بن مالك اشعرى ، يا برادرش احوص بن سعد بن مالك بوده باشد ، زيرا بر طبق سنت معمول امضا يا مهر انگشترى شخص طرف قرارداد در پاى عهدنامه مىآيد نه انگشترى پدر او .
( 3 ) . در نسخهء اصل : ملك .
( 4 ) . بازگفتن .
( 5 ) . تعبير : تفسير خواب را گويند .
( 6 ) . مستقر : محل استقرار ، منزلگاه .
( 7 ) . شاخهها .
( 8 ) . لا جرم : پس به حقّ .