پذران و پسران فرود آمديد ) « 1 » . هيچ يكى از ما و شما مىبايد كه نصيحت دريغ ندارد ، و آنچ در دست وى بود از دنياوى ، با ياران و براذران سخاوت كند ، و بخشش نمايد ، و بذان بخل نكند . و شما راست از جانب ما مواسات « 2 » و مؤاخات « 3 » و مناصحت « 4 » . و شما در اموال و اسباب و نعمتهاى ما شريكيد ، و شما را در آن حقّ و نصيب است . ما سخن غمّازان « 5 » و نمّامان « 6 » در حقّ شما قبول نكنيم . و بر دشمنان تيغ و شمشير باشيم . و ما و شما بذين عهود و مواثيق و شروط و پيمان ؛ بپسران خود وصيّت كنيم . و ما بحقّ سبحانه و تعالى اميد داريم كه كارها بنظام شود ، و صنع جميلش « 7 » در حقّ ما باتمام رسد ، و اين شروط و عهود كه بر زبان رانديم محقّق گرداند ، و از قول بفعل آيد . و هو حسبنا و نعم الوكيل .
پس خربنداد بر ايشان بسى دعا كرد ، و تحسين و آفرين نمود ، و بقيّهء روز بلهو و لعب ، و خرّمى شادى بكذرانيدند ، و به آخر آوردند .
پس عبد اللّه و احوص به منزل و مقام خود باز رفتند .
چنين كويند ، كه :
كنيزكى از آن خربنداد در خواب ديد ، كه او در باغى بزرك بود ، و ديوارهآىء آن باغ بيفتاده بودند ، و جمعى در آن باغ بودند ، و ديوارهاى آن باغ را مىنهادند ، و عمارت مىكردند ، و در ميانهء آن باغ دو سرو بودند بزرك ، و بر زمين افتاده بودند ، و از بيخ آن هر دو
هامش
( 1 ) . در نسخهء چاپى مصحح آية اللّه شبيرى آمده است : ( اين جملهء كلام خربنداد است كه سقطى قبل از آن شده ، و احتمالا محلّ اين جملهء قبل از جملهء ( پس عبد اللّه و أحوص گفتند ) بوده ، و اشتباها تأخير شده است ) .
( 2 ) . يارى و همدلى .
( 3 ) . برادرى .
( 4 ) . نصحيت كردن .
( 5 ) . غمّازان : جمع ( غمّاز ) به معناى چشمكزن ، كه كنايه از عيبجو است .
( 6 ) . نمامان : جمع ( نمّام ) به معناى خبرچين است .
( 7 ) . صنع جميل : كنايه از رحمت و بركت پروردگار است .