بر ديكر طعامها مقدّم داشتى ؟
خربنداد كفت كه : من اوّل شير بنهادم ، تا سبب تأكيد هم دايكى و حقّ همشيرى ، و تأكيد محبّت و مودّت گردد ، و موجب حرمت و عزّت شود . و بعد از آن شكّر و عسل بنهادم ، زيرا كه درين هر دو حسن فال و يمن تمام است ، و موجب حلاوة « 1 » اقوال و افعال است ، و شير اصل غذاهاست ، و عسل ميوه و حاصل منج « 2 » است ، و مزيل « 3 » و بردارندهء مكر و حيلتست . و شكّر سبب امان از فريب و دروغ كفتن است ، و سبب حفاظ و شكر ، و رعايت و حفظ الغيب « 4 » .
پس عبد اللّه و احوص كفتند ، كه :
ما تو را ببرادر دينى « 5 » و رضاعى « 6 » ، و هم پشتى و نصيحت ، و اشارت « 7 » كردن قبول كرديم . و با تو عهدى مؤكّد ، و پيمانى مؤبّد بستيم ، ( و شما در ميان ما بمحلّ « 8 » براذران و
هامش
هنگام پذيرايى - و پس از تقاضاى اقامت از آنان در قم - شير و شكر و عسل در برابر آنان نهاد .
( 1 ) . حلاوت : شيرينى و نيكويى .
( 2 ) . در صحاح الفرس ذيل ماده ( منج ) آمده است : ( منج : زنبور انگبين باشد ، و عرب آن را نحل گويد ) .
( 3 ) . از ميان برنده .
( 4 ) . يعنى در غيبت و نبود او را از خيانت و بدگوئى دور نگه مىدارد .
( 5 ) . بىترديد مقصود مصنّف از برادرى دينى ، معناى حقيقى و تحت اللّفظى آن نبايد باشد ، زيرا ميان يك مسلمان و يك كافر اخوت و برادرى دينى متحقق نمىشود ، زيرا اين گونه اخوت تنها ميان دو فرد مسلمان قابل تصور است ، و خربنداد مجوسى نمىتواند برادر دينى عبد اللّه و أحوص مسلمان گردد . بلكه مقصود از اين اخوت ، بايد برادرى ميان دو انسان باشد كه هر دو مخلوق خداوند هستند .
( 6 ) . رضاعى : شير خوردن دو نفر از يك زن سبب ايجاد رابطه شيرى ( - رضاعى ) ميان آن دو مىگردد .
( 7 ) . اشارت كردن : طرف مشورت بودن .
( 8 ) . در جايگاه و در مقام .