ملك « 1 » سرآىء بهرام جور « 2 » - كه در مدائن بود - به اقطاع بذو داد ، و او مالك و متصرّف آن شد .
جون خربنداد اين سخن از حباب بشنيد ، از اسب فرود آمد و پياده شد ، و بر أحوص سلام كرد ، و بسيارى او را دعآىء خير كفت ، و مذح و ستآيش نمود .
احوص خربنداد را بنزديك خود خواند ، و او را اعزاز و اكرام كرد ، و بفرمود تا به پيش خربندادنان مله « 3 » ، كه بشير سرشته بودند ، و ريسمانها از كوشت پختهء قدّيد « 4 » كرده ، و بآلات كرم « 5 » مثل زعفران و أبازير « 6 » و دارجينى ، و غير آن استعمال نموده [ قرار دهند ] ، و شراب عراق « 7 » آوردند .
هامش
سال 16 هجرى روى داد ، و در تاريخ فتوحات اسلامى به نام « يوم المدائن » مشهور است ، و طبرى در تاريخ خود ( در حوادث سال 16 هجرى ) تحت عنوان ( حديث المدائن القصوى التى كانت فيها منزل كسرى ) ، درباره جنگ اين روز به تفصيل سخن گفته است .
( 1 ) . ملك سرا : يعنى كاخ سلطنتى بهرام گور .
( 2 ) . مقصود بهرام گور است .
( 3 ) . نان مله : نان كماج ، و مله ، خاكستر و ريگ گرم را گويند . ( لغتنامه دهخدا : مله ) .
( 4 ) . قدّيد ( به تخفيف يا به تشديد دال ) ، قطعات گوشت خشك شده در آفتاب را گويند .
( 5 ) . مقصود ادويهجات گرم و نشاط آور است ، كه معمولا به خوراك و گوشت افزوده مىشود .
( 6 ) . أبازير : جمع كلمه ( الأبزار ) است ، كه در « المعرّب من الكلام الاعجمى : ص 19 » درباره آن آمده است : ( الأبزار ، فارسى معرّب ، و يقال : إبزار ( بكسر الهمزة ) و هو التابل ) . از اين رو ابزار ادويه جاتى است كه براى خوشبو و خوشطعم كردن خوراك بدان افزوده مىشود ، و امروزه در زبان عربى به اين گونه ادويهجات ( به زور يا بزورات ) گفته مىشود ، و يكى از مشهورترين بازارهاى دمشق بازارى است به نام ( سوق البزوريّة ) كه در جنوب مسجد جامع اموى دمشق قرار دارد ، و مركز فروش ادويهجات مىباشد .
( 7 ) . احتمالا مقصود از شراب عراق ، فقّاع يا آب جو است ، كه بنا بر مذهب اهل عراق - كه حنفى بوده - جايز و مباح شمرده مىشده ، و نزد آنها از اصناف شراب حرام به حساب نمىآمد ، ليكن