تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
غيرتمندى بى جا نشان دهى ( و بدبينى نمايى ) زيرا از اين رهگذر آنان كه درستند به نادرستى كشيده مىشوند ، ولى كار آنها را محكم گير و اگر گناهى ديدى زود بر خرد و كلان منكر شمار . ( امّا ) مبادا كه ( زود ) كيفر كنى « 84 » و گناه را بزرگتر سازى و پوزش خواهى را بىارج دارى . ( 1 ) بندگان را به نيكويى پرورش ده ، و كمتر ( بر آنان ) خشم گير و بيگناه ( آنان را ) بسيار سرزنش مكن ، و اگر گناه يكى از آنان ثابت شد نكوهشى نيكو و مناسب كن كه نكوهش همراه با گذشت براى كسى كه خرد دارد مؤثرتر از زدن ( و تنبيه بدنى ) است و بر آنكه خرد ندارد نيز سخت مگير و در قصاص او تخفيف ده . « 85 » براى هر يك از آنان وظيفه‌اى معين كن كه مسئول آن باشد چه اين روش مؤثّرتر است كه كار را به يك ديگر وانگذارند . « 86 » خاندان خود را گرامى دار زيرا آنها شهبال تو هستند كه بدانها پرواز كنى و ريشهء تو هستند كه به وجود آنها پايدار شده و به مدد ايشان بر مشكلات هجوم مىآورى « 87 » و به يارى آنان پيروز مىشوى ، آنان ياران هنگام سختى تو هستند ، پس كريمشان را گرامى دار و بيمارشان را بيمار پرسى كن و در كارهايشان شريك باش و در سختى دستشان را بگير و در همه كار خود از خدا يارى جوى كه او با كفايت‌ترين يار و مددكار است . دين و دنيايت را به خدا مىسپارم و از او خواستارم كه در جهان و آخرت بهترين تقدير را بر تو براند و السّلام عليك و رحمة اللَّه .

سفارش آن حضرت به پسر خود حسين عليهما السّلام

( 2 ) اى پسر عزيزم تو را به پرهيزگارى خدا در توانگرى و بينوايى و گفتار حقّ در خرسندى و خشم و ميانه روى در دولتمندى و درويشى و دادورزى بر دوست و دشمن و كردار در چستى و سستى و خشنودى از خدا در سختى و آسايش سفارش مىكنم . ( 3 ) اى پسر عزيزم ، هر گزندى كه در پى آن بهشت باشد گزند نيست و هر نكوحالىاى كه پس از آن دوزخ آيد نكوحالى نيست . هر نعمتى در برابر ( نعمت ) بهشت كوچك است و هر سختى و بلايى در برابر ( بلاى ) دوزخ عافيتى باشد .
هامش
( 84 ) در پاره‌اى نسخه‌هاى تازه به جاى « اياك ان تعاقب فتعظم الذنب و تهوّن العتب » [ اياك ان تعاقب فيعظم الذنب و يمعون العتب - بپرهيز از آنكه عتاب و سرزنش تند كنى كه گناه بزرگ شود و نكوهش خوار و بيمقدار گردد ] آمده است . ( 85 ) در پاره‌اى نسخه‌هاى تازه به جاى « و لا تمسك من لا عقل له و خف القصاص » [ و التمسّك به من لا عقل له اوجب القصاص - گرفتن گريبان كسى كه خرد ندارد موجب قصاص باشد ] آمده و ظاهر آن است كه « و لا تنكل من لا . . . الخ » باشد ( كه همان معنى سختگيرى و عذاب دادن است . - م . ) . ( 86 ) ن : به جاى « و اجعل لكل امرئ منهم » [ . . . لكل انسان من خدمك - هر يك از خدمتكارانت ] و به جاى « لا يتواكلوا » [ لا يتواكلوا في خدمتك - در خدمت تو كار را به يك ديگر وانگذارند ] ( 87 ) ن : به جاى « و بهم تصول » [ و يدك التى بها تصول - و دست تو هستند كه با آن پنجه مىافكنى ]