( 1 ) و بدان كه برابر تو راهى است دور و پردشوارى و هراسهاى سخت ، و تو را گزيرى نيست كه نيك پيش بينى كنى و توشهء خود را به اندازه و به سبكبارى برگيرى ، پس بيش از توان خويش بر دوش مگير كه بر شانهات سنگينى كند و سر بارت گردد و هر گاه از نيازمندان كسى يافتى كه توشهء تو را بر مىدارد و آنگاه كه خود نيازمند شوى به تو باز مىگرداند او را غنيمت شمار و نيز ( وجود ) آن كس را كه در حال توانگريت از تو وام ستاند غنيمت دان « 27 » و زمان باز پرداخت آن را روز تنگدستيت قرار ده . « 28 » ( 2 ) و بدان كه گردنهء سختى در پيش دارى كه ناگزير تو را به بهشت يا دوزخ سرازير مىكند « 29 » سبكبار در آنجا نكوحالتر از گرانبار است « 30 » پس پيش از آنكه بدان ( گردنه ) در آيى پيشاهنگى براى خود گسيل دار ، و بدان آن كس كه گنجينههاى سترگ دنيا و آخرت به دست اوست اجازهات داده كه از او به دعا بخواهى و بر عهده گرفته كه پاسخت گويد و فرموده از او درخواست كنى تا به تو عطا كند و او مهربان است . ميان خود و تو ترجمان ( و واسطهاى ) قرار نداده و از تو روى نپوشانده و تو را ناگزير نساخته كه به درگاه او واسطهاى آورى ، و اگر بد كردى توبه را از تو باز نداشته است « 31 » و در بازگشتت ( از گناه ) تو را نكوهش نمىكند و در كيفرت شتاب نمىورزد و چون دستخوش رسوايى شدى تو را رسوا نسازد و غرامت از تو باز نخواهد و تو را از رحمت نوميد نگرداند و بگاه توبه بر تو سخت نگيرد . خوددارى از گناه را كار نيك دانسته و گناهت را يكى به حساب آورده و كار نيكت را ده شمرده ، و در توبه و از سرگرفتن « 32 » ( طاعت ) را بر تو گشوده ، و هر گاه بخواهى ، فرياد و زمزمهات را مىشنود تا نياز خود را به او عرضه دارى و گزارش حال خود را به او حكايت كنى و از اندوههايت به درگاه او شكايت برى و در كارهايت از او مددجويى و رازهاى خويش را كه از مردم پنهان مىدارى به او بگويى . سپس كليدهاى گنجينههاى خود را به دست تو سپرده ، پس در خواهش پافشارى كن تا در رحمت به رويت گشوده شود كه خود تو را رخصت خواهش فرموده ، و هر زمان خواستى به دعا درهاى گنجينههاى او را بگشاى و اصرار كن و اگر در پاسخگويى به تو دير كرد ، نوميد مشو
هامش
( 27 ) در اين فرمايش تشويق به صدقه فرموده و مراد آن است كه اگر مالت را به نيازمندان و درويشان انفاق كنى مزد و پاداش آن ذخيرهاى مىشود كه روز قيامت بدان دست مىيابى و چنان است كه گويى آنان توشهء تو را بر گرفته و بگاه نيازمندى در اختيارت گذاشته باشند .
( 28 ) ن : به جاى « و اجعل وقت قضائك في يوم عسرتك » [ . . . ليجمل قضاءه لك في يوم عسرتك - تا باز پرداخت آن را به روز نيازمندى تو قرار دهد ]
( 29 ) در پارهاى نسخهها به جاى « مهبطك » [ مهبطا بك ] آمده است .
( 30 ) ن : اضافه و تقدّم و تأخّرى چنين دارد [ . . . و المبطئ عليها اقبح حالا من المسرع و آن مهبطك بها لا محالة على جنة او على نار - و درنگكنندهء در آن ( گردنه ) بد حالتر از شتابنده است و . . . ]
( 31 ) ن : به جاى « و لم يمنعك ان أسأت التوبة » ، [ . . . ان أسأت من التوبة - اگر بد كردى تو را از توبه باز نداشته ]
( 32 ) در پارهاى نسخهها به جاى « استيناف » [ استيتاب - توبهجويى و پوزش خواهى ] آمده است .