تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
( 1 ) پسر عزيزم ! من تو را به پرهيزگارى خدا و همگامى با فرمان او و آبادانى دلت به ياد وى و دست در زدن به ريسمان او و توسّل به هر وسيله‌اى ديگر كه ميان تو با خداوند محكمتر باشد ، سفارش مىكنم . ( 2 ) دلت را با پند زنده دار و آن را با پارسايى بميران و با يقين نيرويش ده و با ( ياد ) مرگ « 7 » زبونش كن و به نابودى جهان معترفش ساز و به سيه‌كاريهاى دنيا بينايش كن و از شدّت دستبرد روزگار و دگرگونى فاش و آشكاراى شبان و روزانش بر حذر دار . اخبار گذشتگان را بر آن عرضه دار و آنچه پيش از او به ( ديگر ) مردم رسيده به يادش آر ، در شهرها و ويرانه‌هاى ( بجامانده ) از آنان گردش كن و بنگر چه كردند و به كجا افتادند و از چه جايى دور شدند . به راستى در مىيابى كه از دوستان خويش دور شدند و به خانهء بيكسى درآمدند . در خانه‌هاى ( تهى ماندهء ) ايشان بانگ برآور : هان ! اى خانه‌هاى تهى ! كجايند ساكنانتان ؟ سپس بر فراز گورهاشان بايست و بگو : هان ! اى پيكره‌هاى پوسيده و اى اندامهاى از هم گسيخته ! اين خانه را كه اكنون در آنيد چگونه يافتيد ؟ ( 3 ) پسر عزيزم ، ديرى نپايد كه تو نيز چون يكى از ايشان شوى ، پس آرامگاه خود را اصلاح كن ، و آخرتت را به دنيايت مفروش ، و هر آنچه ندانى مگوى ، و بر آنچه وظيفه‌ات نيست زبان مگشاى ، و اگر از گمگشتگى در راهى بيم دارى گام دركش زير خوددارى از رفتن ( بدان راه ناپيدا ) و ( احتراز ) از سرگردانى گمراهى ، بهتر از بر نشستن بر مركب هراسهاست ؛ و نيك فرمايى كن « 8 » تا خود اهل نيكى باشى ، و به دست و زبانت نهى از منكر كن و در فاصله‌گيرى از مرتكب آن به جدّ بكوش ، و چندان كه بايد و شايد در راه خدا جهاد كن ، و در راه خدا سرزنش هيچ ملامتگرى در تو اثر نكند ، و براى حق هر جا باشد ، خود را به گردابها در افكن ، و در دين فهم‌يابى كن ، و خود را به پرشكيبى خوى ده « 9 » و در همه كارت به خدا پناه جوى كه خود را به پناهگاهى محكم و دژى سرفراز پناه داده باشى ، و از سر اخلاص هر چيزى را از پروردگارت بخواه كه بخشش و دريغ ( هر دو ) به دست اوست ، و از خدا خيرجويى « 10 » بسيار كن و سفارش مرا نيك درياب و از آن روى برمتاب « 11 » زيرا بهترين گفتار
هامش
( 7 ) متن : « موّته بالزّهد و قوّه باليقين و ذلّله بالموت » ن : [ و امته بالزهادة و قوّه باليقين و نوّره بالحكمة و ذلّله بذكر الموت - به زهدش بميران و به يقينش نيرو ده و به حكمتش نور افزاى و به ياد مرگش خوار ساز ] و در پاره‌اى نسخه‌هاى تازه نيز به جاى « بالموت » [ للحق - براى حق ] آمده است . ( 8 ) « امر به معروف . » ( 9 ) ن : [ و عوّد نفسك التصبّر على المكروه و نعم الخلق التصبر - خود را به پر شكيبى بر چيز ناخوشايند ( خويش ) خوى ده كه بهترين خوى شكيبايى است ] . ( 10 ) استخارة ، در لغت به معنى تأمّل و درنگ در تصميم به انجام كارى پيش از آغاز آن است تا بهترين صورت اختيار شود . ( امّا اصطلاحا همان طلب خير از خداوند است و مصداق متعارف آن استخاره به كلام اللَّه مجيد باشد . - م . ) ( 11 ) در پاره‌اى نسخه‌ها به جاى « لا تذهبنّ [ عنها ] صفحا » [ و لا تذهبنّ منك صفحا - سرسرى از آن مگذر ] ، آمده است .
تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 75 | ابن شعبة الحراني / پرويز اتابكى