تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
پرورده‌اى وجود نداشت ، ( 1 ) و به حقيقت خداى بود آنگاه كه خداشناسى « 35 » نبود ، و شنوايى را سزاوار « 36 » بود آنگاه كه هنوز شنيده‌اى نبود ، و مىدانست آنگاه كه دانسته‌اى نبود ، و توانايى را مىسزيد آنگاه كه توانايى پذيرى نبود ، نه چنان است كه از هنگام آفريدن آفريدگان شايستهء نام آفريدگارى شود « 37 » و نه اينكه شايستهء نام جان آفرينى شود ، آنها را از هم جدا كرد ( ولى ) نه از چيزى ، و بهم پيوست ( امّا ) نه با چيزى ، و آنها را سنجيد نه به گماشتن همّت ، اوهام را بر گوهر هستى او راه نيست و ذاتش در فهمها در نگنجد ، « كى » شد و « كى » بود را در او راهى نيست ، « 38 » و حرف « قد » ( كه براى بيان تقرّب و تحقق مىآيد ) او را نزديك نكند ، « 39 » و ( لفظ ) « شايد » « 40 » ( و ترديد و مگر ) چيزى را بر او پوشيده ندارد و كلمهء « مع - با » « 41 » ( كه به معنى همراهى است ) او را با چيزى قرين و همراه نسازد ،
هامش
( 35 ) در پاره‌اى نسخه‌هاى تازه به جاى « و لا مألوه » [ اذ لا مألوه - آنگاه كه كسى كه الهى داشته باشد هنوز وجود نداشت ] آمده است و به طور كلى يعنى وقتى عابدى نبود او معبود بود . ( 36 ) اينكه گويد : « تأويل السمع - شنوايى را مىسزيد » از آن روست كه حقيقت شنوايى ( به مفهوم بشرى ) بر ذات حق تعالى اطلاق نمىشود و بلكه تعبيرى از دانش او به شنيده‌هاست . ( 37 ) از آن روست كه آفرينشى كه از صفات كمال الهى است عبارت از توانايى او بر تمام چيزهايى است كه دانسته نيكوتر است و خود آفرينش نيز از آثار اين صفت كمالى است امّا كمال حق تعالى تنها بر آن متوقّف ( و منحصر ) نمىشود . ( 38 ) در اصل « لا تفوقه متى » آمده ولى در پاره‌اى نسخه‌هاى تازه كه شايد صحيح‌تر نيز باشد [ لا يوقته متى - « كى » او را به چنبره زمان نگنجاند ] و مراد آن است كه او را زمان آغازى نيست كه گفته شود : كى به وجود آمد و كى دانست و كى تقدير فرمود و از اين دست . ( 39 ) يعنى از آنجا كه مشمول زمان نيست كلمه « قد » كه در زبان عربى براى نزديك ساختن گذشته به زمان حال استعمال مىشود او را نزديك نمىكند يا در دانش او شدّت و ضعفى نيست كه با كلمهء « قد » كه براى بيان محقّق بودن علم به حصول چيزى به كار مىرود او را به تحقّق نزديك سازد . ( به عبارت ديگر هيچ يك از مفاهيم لفظ « قد تقريبى » و « قد تحقيقى » حقيقت ناب او را كه حقيقت محض و محض حقيقت است و به تحقّق مطلق كه عين ذات اوست نزديك نمىسازد چه اين تحصيل حاصل است . - م . ) ( 40 ) لفظ « لعلّ - شايد » كه براى بيان احتمال و اميد داشتن به انجام امرى در آينده به كار مىرود او را در پردهء ابهام نگاه نمىدارد زيرا امور آينده از او پنهان نيست و شكّى در چيزى ندارد كه بگويد « شايد » . ( چنين شود يا نشود . - م . ) ( 41 ) چنان كه گفته شود چيزى از ازل « با » او همراه بود يا كلمهء « مع - با » به مفهوم مطلق همراهى و معيّت بيايد ، بنا بر نفى زمان و نيز بنا بر نفى هر گونه معيّت و همراهى اعمّ از همراهى زمانى و غير آن .