تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
كه درون چيزى شده باشد ؛ و آشكار است ، نه چنان كه از چيزى به درآمده باشد « 20 » ؛ جلوه‌گر است ، نه به اين كه به چشم آيد « 21 » ؛ لطيف است ، نه به پيكره گنجايىكننده « 22 » ؛ است ، نه با جنبندگى ؛ « 23 » اندازه‌گير است ، نه به گردش انديشه ؛ « 24 » چاره‌گر است ، نه به تكاپو ؛ شنواست ، نه با ابزار ؛ بيناست نه با افزار ؛ نزديك است ، نه به كم بودن فاصله « 25 » و دور است ، نه به ره دورى ؛ « 26 » هست ، نه از پس نيستى ؛ زمانها همراهش نباشد « 27 » و مكانها در برش نگيرد ؛ خوابش نربايد ؛ و صفتى محدودش نسازد ؛ و ابزارها در بندش ندارد ؛ بودنش بر زمان ، « 28 » و هستيش بر نيستى ، « 29 » و ديرينگيش بر آغاز
هامش
( 20 ) « آشكار است نه چنان كه از چيزى به درآمده باشد » مراد آن است كه مفارقت و انتقال از جايى به جايى ديگر چنان كه از مردم پنهان شود ندارد . يا چنان نيست كه به درون آنها درآيد تا آنان را نيك بشناسد بلكه از جهت پوشيده بودن گوهر و كنه او از ادراك و خردهاى مردم و از ديگر سو به سبب دانش خود به نهانها و رازهاى ايشان است ( كه نيازى به انتقال ندارد ) ( به تعبير ديگر آشكار بودن او مسبوق به پنهان بودنى نيست و مثلا به گونهء گلى نيست كه پس از نهفتگى در كاسه برگ غنچه آشكار شده باشد . - م . ) ( 21 ) « جلوه‌گر است نه به اين كه به چشم آيد » مراد پيدايى و ظهور ( مطلق ) است ، چنان كه گويند هلال ماه بر بيننده و غير بيننده رخ نمود و غرض ظهور و پيدايى هلال است نه اينكه بينا و نابينا آن را به چشم ديده باشند . ( 22 ) « لطيف است نه به پيكره گنجايى » يعنى لطيف است امّا نه چنان كه پنداشته شود جسمى نازك و آميزه‌اى رقيق يا حجمى كوچك يا تركيبى شگفت و ساختمانى عجيب دارد ( به تعبير ديگر لطافت او چنان لطافتى كه در پيكرهء چيزهاى نرم و لطيف چون حرير و مخمل در گنجد نيست و به گونهء لطافتهاى محسوس و ملموس ما نمىباشد . - م . ) ( 23 ) « كننده است نه با جنبندگى » فاعل بودن او از آن روست كه به جهان هستى بخشيد . امّا اين كه در انجام كارها نيازى به جنبندگى ندارد از آن روست كه وى از عوارض جسم بر كنار است ( و حركت از عوارض جسم است ) . ن : [ فاعل لا باضطراب آلة - كنندهء كارهاست امّا نه با به حركت در آوردن ابزار ] يعنى بدون به كار بردن ابزار و ادوات كارها را انجام مىدهد . ( 24 ) در اندازه‌گيرى و سنجش خود يا در تقدير كردن نيازى به جولان فكر و انديشه ندارد . ( 25 ) نزديكى او از نوع نزديكى مكانى به چيزها نيست بلكه از جهت دانستن كنه و عليّت آنها و نيز مشمول رحمت او بر آنهاست . ( 26 ) يعنى بعد مكانى به حسب مسافت از آنها ندارد بلكه از جهت كمال خويش و از ديگر سو به سبب نقص آنها در ذات و صفات از آنها جداست . ( 27 ) زمان از لحاظ حدوث و قدم ، خداى تعالى را در بر نمىگيرد ( و به تعبير ديگر ) خداوند اصلا مشمول زمان نمىشود . ( 28 ) يعنى هستى او بر زمان و اوقات به حسب زمان پندارى و سنجشى ( قرار دادى بشر ) پيشى دارد . ( 29 ) « هستى او بر نيستى پيشى دارد » يعنى به سبب واجب الوجود بودن بر « نيستى » پيشى و چيرگى دارد و اصلا اطلاق نيستى در مورد او روا نيست .
تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 69 | ابن شعبة الحراني / پرويز اتابكى