تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 529

مساهمون:

ص٥٢٩
ناخوش دارد كه ديدار خدا را خوش ندارد . و چگونه پنداريد كه دوستداران خداييد در حالى كه از مرگ مىگريزيد و به دنيا مىآويزيد ؟ مرده را چه سود كه حنوطش خوشبوى و كفنش سپيد باشد ؟ و اين همه در زير خاك ؟ همچنين خرّمى دنيا كه خود را براى شما آراسته سوديتان نبخشد كه اين همه از دست رفتنى و نابودشدنى است . پاكيزگى پيكرها و روشنى رنگها چه سودتان دهد در حالى كه سرانجام به سوى مرگ رهسپاريد و در خاك فراموش مىشويد و در تاريكى گور فرو مىرويد ؟ ( 1 ) واى بر شما اى دنيا پرستان ، در پرتو خورشيد چراغ مىكشيد با آنكه نور آفتاب شما را بس است و پرتوگيرى از چراغ را در تيرگى از دست مىنهيد در حالى كه چراغ را از بهر همين به دستتان داده‌اند ، همچنين از پرتو دانش براى كار دنياتان بهره مىگيريد در حالى كه تأمين دنيوى شما تضمين شده و پرتوگيرى از آن را براى آخرت ترك گفتيد در حالى كه ( دانش را ) براى آن به شما بخشيده‌اند . گوييد : همانا آخرت حق است ، در حالى كه دنيا را گرد مىآوريد و گوييد : همانا مرگ حقّ است در حالى كه از آن مىگريزيد ، و گوييد : همانا خدا مىشنود و مىبيند ، ولى از حسابرسى او بر خود نمىترسيد . چگونه كسى كه سخن شما را بشنود باور كند ؟ زيرا كسى كه ندانسته دروغ گويد عذرش پذيرفته‌تر از كسى است كه دانسته دروغ گويد ، گر چه ( هرگز ) هيچ دروغى را عذرى نباشد . ( 2 ) به حقيقت به شما مىگويم : به راستى ، چون مركبى را سوار نشوند و تمرين ندهند و به كار نگيرند سخت و سركش شود و خلقش دگرگون گردد . همچنين دلها وقتى به ياد مرگ نرم نشوند و رنج دوام عبادت را نكشند سخت و درشت شوند . خانهء تاريك را چه سود كه چراغ را بر بامش نهند و درونش هراسناك و تاريك باشد ؟ همچنين شما را چه سود كه نور دانش بر زبان داشته و دلهايتان را از آن هراسناك و تهى گذاشته باشيد ؟ پس به سوى خانه‌هاى تاريك خود بشتابيد و آنها را روشن كنيد . همچنين به حكمت دلهاى سختتان را بىدرنگ دريابيد زان پيشتر كه زنگ گناه بر آنها نشيند و از سنگ سخت‌ترشان كند . چگونه كسى كه در بردن بارهاى سنگين ياوريش نباشد آنها را تواند كشيد ؟ يا چگونه گناهان كسى كه از آنها آمرزش نجويد بريزد ؟ و چگونه جامهء كسى كه آن را نشويد پاك گردد ؟ و چگونه كسى كه كفّاره گناهان را نداده از آنها بر كنار شود ؟ و چگونه كسى كه خواهد بىمدد كشتى از دريا گذرد از غرق شدن نجات يابد ؟ و چگونه كسى كه جدّ و كوشش نكند از فتنه‌هاى دنيا امان يابد ؟ و چگونه مسافر ، بىرهنما به مقصد رسد ؟ و چگونه كسى كه نشانه‌هاى راهنمايى دين را نبيند به بهشت رود ؟ و چگونه كسى كه از خدا فرمان نبرد به خرسندى او دست يابد ؟ و چگونه كسى كه در آينه ننگرد عيب چهرهء خود را ببيند ؟ و چگونه كسى كه برخى از آنچه دارد به دوستش ندهد دوستى كامل او را به دست آرد ؟ و چگونه كسى كه برخى از آنچه پروردگارش نصيب او كرده به وى وام ندهد به دوستى كامل او ره يابد ؟ ( 3 ) به حقيقت به شما مىگويم : همان گونه كه دريا را كاهشى نباشد كه كشتى در آن غرق شود ، و