من دل را سخت كند و فزونى مال همراه فزونى گناهان باشد . زمين فرمانبردار است [ و آسمان فرمانبردار ] و درياها فرمانبردار ، پس هر كه نافرمانى كند بدبخت است « 16 » منم بخشايندهء [ مهربان ] ، بخشايندهء هر زمان ، آورندهء سختى از پس آسودگى و آسايش از پس درماندگى و شاهان از پى شاهان و مرا خود ملكى است پاينده و بر پاى جاودان ، هيچ چيز در زمين و آسمان از من پنهان نيست ، و چگونه بر من نهان تواند بود كه من خود آغازگر آنم و چگونه همّت تو متوجّه آنچه نزد من وجود دارد نيست كه همه چيز ناگزير به من باز مىگردد ( و از من است ) ( 1 ) اى موسى ، مرا جان پناه خود بدار و گنجينهء اعمال نيكت را به من سپار و از من بيم دار و از ديگرى پروا مدار ( كه ) بازگشت به سوى من است . « 17 » ( 2 ) اى موسى ، به توبه بشتاب و گنه را به تأخير افكن و در نماز در برابر من به آرامش و آهستگى درنگ كن و بجز من به كسى اميد مدار و مرا چون سپرى در برابر سختيها شمار و چون دژى استوار در كارهاى دشوار ناگوار بگير . « 18 » ( 3 ) اى موسى ، در كار خير با نكوكاران مسابقه گذار زيرا « خير » چون نام خود نيكوست ، و شر را به هر كس كه فريفتهء آن است واگذار .
هامش
( 16 ) اين بيان مضمون شعر سعدى را به ياد مىآورد كه گويد :ابر و باد و مه و خورشيد و فلك در كارند * تا تو نانى به كف آرى و به غفلت نخورى
همه از بهر تو سرگشته و فرمانبردار * شرط انصاف نباشد كه تو فرمان نبرى .- م .
( 17 ) در الروضة افزوده است [ يا موسى ارحم من هو اسفل منك في الخلق و لا تحسد من هو فوقك فانّ الحسد يأكل الحسنات كما تأكل النار الحطب - اى موسى بدان كس كه در آفرينش از تو پايينتر است مهربانى كن و بر آن كس كه از تو برتر است رشك مبر چه رشك نيكيها را مانند آتشى كه هيزم را بخورد به كام كشد . ( عين اين عبارت اخير در نهج البلاغه ضمن كلمات قصار مولاى متقيان عليه السلام آمده است . - م . ) يا موسى ان ابنى آدم تواضعا في منزلة لينالا بها من فضلى و رحمتى فقرّبا قربانا و لا اقبل الّا من المتقين فكان من شأنهما ما قد علمت فكيف تثق بالصاحب بعد الاخ و الوزير ؟ يا موسى ضع كبرك و دع الفخر و اذكر انّك ساكن القبر فليمنعك ذاك من الشهوات - اى موسى دو پسر آدم در منزلت فروتنى كردند تا بدان وسيله به فضل و رحمت من نايل آيند و هر يك قربانيئى گذراندند و من جز ( قربانى ) پرهيزگاران را نپذيرم و كار آن دو بدان جا رسيد كه از آن آگاهى . پس چگونه بعد از برادر و وزير ( خود هارون ، كه نزديك و مشاور و قائم مقام توست . - م . ) به دوست اعتماد مىكنى ؟ اى موسى كبر خود را فرو گذار و به ياد آر كه تو سرانجام ساكن گور خواهى شد كه اين يادآورى تو را از شهوات باز مىدارد . ]
( 18 ) در الروضة افزوده است [ يا موسى كيف تخشع لى خليقة لا تعرف فضلى عليها و كيف تعرف فضلى عليها و هى لا تنظر فيه و كيف تنظر فيه و هى لا تؤمن به و كيف تؤمن به و هى لا ترجو ثوابا و كيف ترجو ثوابا و هى قد قنعت بالدنيا و اتخذتها مأوى و ركنت اليها ركون الظالمين - اى موسى چگونه به من سرسپارد آفريدهاى كه فضل مرا بر خويش نمىداند و چگونه فضل مرا بر خويش بداند كسى كه به دقت نمىنگرد و چگونه بدان بنگرد كسى كه بدان ايمان ندارد و چگونه بدان ايمان آرد كسى كه اميد پاداش ندارد و چگونه اميد پاداش دارد كسى كه به دنيا اكتفا كرده و در پناه آن مأوى گرفته و چون پشتگرمى و دلبستن ستمگران بدان پشتگرم شده و دل بسته است ؟ ]