من شرك مياور . « 14 » همانا من سرور بزرگم . به راستى كه من تو را از نطفهاى ، از آبى پست آفريدم ، از گلى كه از زمينى پست آميخته بود ، و آنگاه بشرى برآمد ؛ من آن گل را آفريدهاى ساختم ، مبارك باد ذات من و مقدس باد ساختهء من ، هيچ چيز چون من نباشد ، و منم زندهء جاودانهاى كه زوال نيابم . « 15 » ( 1 ) اى موسى ، هر گاه مرا بخوانى ترسان و نگران و هراسان باش و چون با من راز و نياز كنى با دلى بيمناك مناجات كن و با توراتم در روزگار زندگانيت زندگى كن و ستودگيهاى مرا به ناآگاهان بياموز و نعمتهاى نهان و عيانم را به يادشان آر و به ايشان بگو : بدين گمراهى كه در آن به سر مىبرند نپايند زيرا بازخواست من از ايشان سخت خواهد بود .
( 2 ) اى موسى ، اگر رشتهء پيوندت از من گسيخت به رشتهء ديگرى نپيوندد ، پس مرا بندگى كن و چون بندهاى كوچك در برابرم بايست ، نفس خود را نكوهش كن كه نفس سزاوارتر چيزى به نكوهش باشد ، و با كتاب من بر بنى اسرائيل گردنفرازى مكن ، همين پند آموز براى دل روشن تو بسنده باشد كه در آن كلام پروردگار شكوهمند و والاى جهانيان آمده است .
( 3 ) اى موسى ، هر گاه مرا بخوانى بيابيم كه من به زودى بر آنچه از تو سر زده رقم آمرزش زنم . آسمان به فروتنى مرا تسبيح گويد و فرشتگان از بيم من نگرانند و زمين به بويهء ( رحمتم ) تسبيحم گويد و همه آفريدگان با سرسپردگى و فروتنى مرا تسبيح كنند . سپس ( مراقب ) نماز باش كه به راستى ، نزد من پايگاهى دارد و براى آن نزد من پيمانى استوار است ، و چنان كه سزد زكات تقرّب را از مال و خوراك پاكيزه ( و حلال ) بدان بپيوند كه من جز پاكيزه و حلالى را كه مراد از ( اداى آن تقرّب به ) درگاه من باشد نپذيرم ، و صلهء ارحام را نيز قرين آن ساز كه منم بخشاينده مهربان .
من پيوند خويشاوندى را به رحمت خود آفريدم تا بندگان به سبب آن به يك ديگر مهر ورزند و آن را در روز رستاخيز به آخرت نزد من اعتبارى است و من با هر كه قطع رحم كند پيوند بگسلم و با هر كس پيوند خويشاوندى نگه دارد بپيوندم و به هر كه امرم را تباه كند چنان كنم ( و از او بگسلم ) .
( 4 ) اى موسى ، چون خواهندهاى نزدت آيد او را با جوابى خوش گرامى دار يا اندكى به او بده كه بسا كسى نزدت آيد كه نه آدمى باشد و نه پرى ، بلكه فرشتهاى رحمانى است كه خواهد تو را بيازمايد تا با آنچه به تو عطا كردهام چه مىكنى و ايثارت در آنچه من به تو دادهام چگونه است . زارى كنان به من سر بسپار و با خواندن ( تورات ) به مويه و شيون مرا آواز ده و بدان كه من تو را چنان مىخوانم كه سرورى بندهء خويش را مىخواند تا به مقامات و الا برسى ، و اين از فضل و عنايت من بر تو و پدران پيشين توست .
( 5 ) اى موسى ، در هيچ حال مرا فراموش مكن و از فزونى مال دلشاد مشو ، زيرا فراموش كردن
هامش
( 14 ) در الروضة اضافه دارد : [ و ذكر بى من يطمئن الىّ و اعبدنى و لا تشرك بى شيئا و تحرّ مسرّتى - مرا چون كسى كه دلش به من آرام گيرد ياد كن و مرا بپرست و چيزى را شريكم مساز و در طلب خرسندى من بكوش ]
( 15 ) در الروضة به جاى « الحىّ الدائم لا ازول » ، [ الحى الدائم الّذي لا ازول ] آمده ( كه همين گونه ترجمه شد . - م . )