( 1 ) اى موسى ، دنيا و مردم آن بلا ( و مايهء ) فريفتن يك ديگرند « 22 » و هر كدام آنچه دارد براى ديگرى بيارايد ( ولى ) براى مؤمن آخرت آرايش شده و او بىسستى و فتورى بدان مىنگرد ، خواهش و دلبستگى به آخرت ميان او و لذّت زندگانى دنيوى فاصله افكند ، و او را به سحر خيزى بكشاند و ( عملش ) به كردار سواركارى ماند كه در مسابقه براى رسيدن به هدف خود سخت پوياست ، روز را اندوهناك شب كند و شب را با انديشه بگذراند ، خوشا بر او ، [ وه ] كه اگر پرده برگيرند چه شادمانىاى به عيان بيند ! « 23 » ( 2 ) اى موسى ، چون ديدى توانگرىاى به تو روى آورد با خود بگوى : اين گناهى است كه كيفرش شتابان در رسد ، و اگر ديدى نادارى و فقرى به تو رو آورد بگوى : شعار نيكان خوش آمد . زورگوى و ستمكار مباش و با ستمكاران همنشينى مكن .
( 3 ) اى موسى ، عمرى كه پايانش نكوهيدگى باشد هر چند به درازا كشد عمر نيست و آنچه از تو دريغ شود ( و از آن محروم مانى ) اگر پايانش ستودگى باشد زيانيت نرساند .
( 4 ) اى موسى ، كتاب سرانجام تو را كه بدان صورت خواهى گشت ، آشكارا روشنگويى كرده « 24 » پس چگونه با اين ديدگان به خواب روى « 25 » ؟ يا چگونه اگر مردمى به غفلتى دراز آهنگ و استمرار شهوتها « 26 » دچار نباشند لذّت زندگى را دريابند ؟ در حالى كه راستكاران از كمتر از اين ( مايه عبرتها ) هم دستخوش بيتابى هستند .
( 5 ) اى موسى ، به بندگانم بفرماى : در هر حالى هستند مرا بخوانند پس از آنكه اعتراف كنند من به راستى ، مهربانترين مهروزانم ، پاسخ بيچارگان را بدهم « 27 » و بدى را دور كنم و روزگار را بگردانم و آسايش رسانم ، و اندك را سپاس دارم ، و بر بسيار پاداش دهم و درويش را توانگر كنم ، و من هماره چيرهدست و توانايم ، به هر يك از خطاكاران كه به تو پناه آورد و به تو گراييد بگو : به آستانهء گشادهء ( امان ) خوش آمدى و به درگاه پروردگار جهانيان در آمدى ، براى ايشان آمرزش خواه و [ با آنان ]
هامش
( 22 ) در الرّوضة به جاى « . . . الدّنيا و اهلها فتن بعضها لبعض » آمده است : [ ابناء الدنيا و اهلها فتن بعضهم من بعض - فرزندان دنيا و اهل آن فريفتهء يك ديگرند ]
( 23 ) در الروضة افزوده است : [ يا موسى الدنيا نطفة ليست به ثواب للمؤمن و لا نقمة من فاجر فالويل الدائم الطويل لمن باع ثواب معاده بلعقة لم تبق و بلعسة لم تدم فكن كما امرتك و كل امرى رشاد - اى موسى ، دنيا چون قطرهء آبى ماند بازمانده در ته دلوى كه نه مؤمن را پاداشى و نه تبهكار را كيفرى تواند بود . پس حسرتى جاودانه و دراز مدت بر كسى كه پاداش آخرت خود را به جرعهاى ناپايدار و لقمهاى بىدوام بفروشد . تو چنان باش كه فرمودمت ، و هر فرمان من رهنمايىاى باشد . ]
( 24 ) در پارهاى نسخهها و در الرّوضة به جاى « صرّح الكتاب صراحا » ، [ صرح الكتاب اليك صراحا - كتاب به صراحت به تو تصريح كرد ] و در پارهاى [ صرّخ الكتاب . . . صراخا - كتاب به آوازى بلند بر تو بانگ زد ] آمده است .
( 25 ) به تعبير ديگر : چگونه با اين حال ، خواب راحت به ديدگانت راه مىيابد ؟ - م .
( 26 ) در الرّوضة اضافه دارد : [ . . . و الاتّباع للشقوة - و پيروى از نگون بختى ]
( 27 ) در الروضة به جاى « اجيب . . . » ، [ يجيب المضطرين - پاسخ بيچارگان را مىدهد ] آمده است .