تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 500

مساهمون:

ص٥٠٠
تا دو گوسفند بمانند و ميان آن دو قرعه افكند و قرعه به نام هر كدام درآمد سرش بريده شود و سوزانده مىشود و بقيهء رمه مىرهند . « 26 » ( 1 ) 10 . امّا نماز بامداد ، قرائت ( حمد و سوره ) در آن به صداى بلند است زيرا پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله در تيرگى پايان شب آن را مىخواند و قرائتش در شب صورت مىگرفت . ( 2 ) 11 . امّا گفتهء على عليه السلام ( كه فرمود ) : « كشندهء ابن صفيّه را به دوزخ مژده ده » بر پايهء فرمودهء پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله بود . و او ( جرموز ؛ قاتل ابن صفيّه ، زبير ) از كسانى بود كه در جنگ نهروان خروج كردند . ولى امير مؤمنان عليه السّلام چون مىدانست وى بىگمان در شورش نهروان كشته مىشود ، او را در بصره نكشت . ( 3 ) 12 . امّا اين كه گفتى : على عليه السّلام اهل صفّين را چه در حال هجوم و چه در گريزشان مىكشت و اجازه داد زخميانشان را هم بكشند ، ولى در جنگ جمل سر در پى گريخته نمىنهاد و اجازهء كشتن زخمى را نمىداد و هر كس سلاحش را مىافكند ايمن بود و هر كس درون خانه خود مىرفت در امان بود ؛ از آن رو بود كه پيشوا و فرمانده اهل جمل كشته شده بود و ستاد متشكّلى نداشتند كه بدان باز گردند ( و جنگ را از سر گيرند ) و مردم به راستى در حالى كه سر جنگ نداشتند و مخالفتى نمىورزيدند و قصد تفرقه‌افكنى هم نداشتند « 27 » به خانه‌هايشان بازگشتند ، ( و همين قدر ) راضى بودند كه شمشير از آنها برداشته شود ، آنجا حكم در مورد آنان برداشتن تيغهء شمشير ( از گردنشان ) و خوددارى از آزارشان بود زيرا كمكهايى ( براى ادامهء جنگ ) هم نخواستند ولى اهل صفّين به يك ستاد آماده و پيشوا « 28 » ( و فرماندهى ) كه براى آنها سلاحها و زره‌ها و نيزه‌ها و شمشيرها فراهم مىكرد متّكى بودند كه مالى هنگفت به ايشان مىبخشيد و از آنها پذيرايى مىكرد و بيمارانشان را عيادت مىكرد و شكسته اندامانشان را شكسته‌بندى و زخميان را درمان مىكرد ، به پيادگانشان مركب سوارى مىداد و برهنگانشان را جامه مىپوشانيد و آنها را به جنگ و كشتار برمىگرداند . « 29 » پس اين دو دسته را مشمول حكمى برابر نفرمود چون حكم در مورد محارب با خداشناسان و اهل توحيد « 30 » را مىدانست ؛
هامش
( 26 ) در المناقب اينجا اضافه دارد [ و سهم الامام ، سهم الله لا يخيب - قرعهء امام قرعهء الهى است ، پوچ در نمىآيد ] ( 27 ) در المناقب آمده است [ غير محاربين و لا محتالين و لا متجسّسين و لا مبارزين - نه سر جنگ داشتند و نه محارب بودند و نه حيله مىزدند و نه جاسوسى مىكردند و نه عرض اندام مىكردند ] ( 28 ) در المناقب : [ و امام المنتصب - پيشوايى گماشته ] آمده است . ( 29 ) در المناقب آمده است : [ فان الحكم في اهل البصرة الكفّ عنهم لما القوا اسلحتهم اذ لم تكن لهم فئة يرجعون اليها . و الحكم في اهل صفّين ان تتبع مدبرهم و يجهز على جريحهم - پس حكم در مورد اهل بصره اين بود كه چون ستاد فرماندهى نداشتند كه بدان تكيه كنند از كشتنشان خوددارى شود و حكم در مورد اهل صفّين اين بود كه گريختگانشان را نيز دنبال كنند و زخميانشان را هم تمام‌كش كنند ] ( 30 ) در المناقب آمده است : [ و لولا امير المؤمنين عليه السلام و حكمه في اهل صفّين و الجمل لما عرف الحكم في عصاة اهل التوحيد - اگر امير مؤمنان عليه السّلام و حكم او در مورد اهل صفّين و اهل جمل نمىبود ، حكم درست در بارهء سرتافتگان اهل توحيد شناخته نمىشد .