مبعوث نكرده ؟ و چرا ميان ما و پيامبر او در بىنيازى وى از خوردنيها و آشاميدنها و به بازار شدنها تفاوتى نيست ، پس خداوند به پيامبرش مىفرمود : در برابر اين نادانان « . . . از كسانى كه كتاب مىخوانند بپرس . . . » كه آيا خداوند پيش از تو پيامبرى فرستاده است جز اينكه ( او هم ) غذا مىخورده و به بازار مىرفته و نمودگار تو هم بديشان ماند . و اينكه گفت : « اگر تو شكّى دارى . . . » ( البته ) او خود شكّى نداشته است ولى از راه انصافگويى فرموده است ، چنان كه فرموده :
تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ
- ما پسرانمان و شما پسرانتان ، ما زنانمان و شما زنانتان ، ما خويشان نزديك و شما خويشان نزديك خود را بخوانيم ، سپس ( به درگاه خداوند ) تضرّع كنيم و بخواهيم كه لعنت الهى بر دروغگويان فرود آيد . » « 16 » كه اگر مىگفت : بر شما ( لعنت كنيم ) پيشنهاد مباهله را نمىپذيرفتند با آنكه خدا مىدانست پيامبرش تمام پيامهاى او را ( به درستى ) مىرساند و از دروغگويان نيست و همچنين پيامبر خود مىدانست كه در آنچه مىگويد راستگوست ولى دوست داشت كه از جانب خود انصاف دهد . « 17 » ( 1 ) 4 . امّا گفتهء او كه : « اگر هر درخت روى زمين قلم شود و آب دريا به اضافهء هفت درياى ديگر مركّبش گردد باز نگارش كلمات خدا ناتمام ماند . . . » . به راستى چنين است ، اگر درختان دنيا تمام قلم شوند و درياى مركّب را هفت درياى ديگر در پى باشند و زمين تمام چشمههاى خود را بيرون ريزد ، پيش از آنكه نگارش كلمات خداوند پايان يابد آن همه درياهاى مركّب تمام شوند . ( و آن درياها ) عبارتند از : چشمهء گوگرد ، چشمهء نمر « 18 » ، و چشمهء برهوت ، و چشمهء طبريّه و گرماب ماسبذان « 19 » و گرماب آفريقا كه « لسنان » « 20 » خوانده مىشود و چشمهء بحرون « 21 » . و اين ( خود ) ماييم كلمات خدا كه پايان نيابد و فضايل ما درك نشود . « 22 »
هامش
( 16 ) آل عمران ، 61
( 17 ) ( يعنى با آنكه تن دادن به مباهله نوعى تنازل به احتمال دروغگويى بود براى مراعات انصاف و عدالت خود را با خصم در شرايط برابر نهاد تا اثبات حق كند . )
( 18 ) در المناقب به جاى « عين النّمر » ، [ و عين اليمن - چشمهء يمن ] آمده است .
( 19 ) در المناقب به جاى « ما سبذان » ، [ ما سيدان ، تدعى لسان - چشمه ما سيدان است كه لسان خوانده مىشود ] آمده است .
( 20 ) چشمهء آب گرم ( يا گرماب ) ، چشمههاى جوشانى را گويند كه ( در دامنههاى آتشفشانى بجوشد ) و شست و شو در آنها براى مداواى پارهاى بيماريها مفيد است . و مراد از « چشمه » در اينجا هر آبى است كه منبعى دائم داشته و چيزى از آن كاسته نشود ، چون درياها . و منحصر به آنچه نام برده شده نيست و ذكر آن بر سبيل تمثيل و از اين رو بوده است كه پرسنده آنها را مىشناخته . ( در جغرافياى امروز هفت دريا را اقيانوس كبير و اقيانوس اطلس و آرام و هند و مديترانه و منجمد شمالى و منجمد جنوبى دانند . - م . )
( 21 ) در المناقب به جاى « و عين بحرون » ، [ و عين با حوران ] آمده است .
( 22 ) يعنى همان گونه كه عيسى عليه السّلام را « كلمة اللَّه » گفتهاند ، ما امامان اهل بيت عليهم السّلام نيز « كلمات اللَّه » هستيم . - م .