تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 495

مساهمون:

ص٤٩٥
من نزد برادرم على بن محمد عليهما السّلام آمدم و ميان من و او گفت و شنودهايى رفت و به من اندرزهايى داد و رهنمودهايى فرمود كه مرا بينا و به فرمانبردارى از او وادار ساخت . آنگاه به او گفتم : فدايت شوم ، ابن اكثم نامه‌اى به من داده و از من پرسشهايى كرده كه در پاسخش فتوى دهم . ( امام ) عليه السّلام خنده‌اى كرد و سپس گفت : آيا تو هم به او فتوى دادى ؟ گفتم : نه ، نمىدانستم . « 3 » ( امام ) عليه السّلام گفت : آن پرسشها چيست ؟ گفتم : در نامه از من اين پرسشها را كرده است : ( 1 ) 1 . در بارهء گفتهء خداوند :
قالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ
- كسى كه از « علم كتاب » بهره‌اى داشت ( آصف ) گفت : من پيش از آنكه چشمت را بر هم زنى آن را به نزدت مىآورم » « 4 » ( پرسيده است كه ) آيا ( سليمان ) ، پيامبر خدا به دانش آصف « 5 » نيازمند بود ؟ ( 2 ) 2 . و در بارهء گفتهء خدا :
وَ رَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً
- پدر و مادرش را بر تخت برنشاند ، و در پيشگاه او به سجده در افتادند » . « 6 » آيا يعقوب و فرزندانش كه پيغمبر بودند « 7 » به يوسف سجده كردند ؟ ( 3 ) 3 . و در بارهء گفتهء خدا :
فَإِنْ كُنْتَ فِي شَكٍّ مِمَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ فَسْئَلِ الَّذِينَ يَقْرَؤُنَ الْكِتابَ
- و اگر از آنچه بر تو نازل كرده‌ايم ، در ترديد هستى ، از كسانى كه پيش از تو كتاب آسمانى خوانده‌اند پرس‌وجو كن . . . » « 8 » آيا مخاطب اين آيه كيست ؟ اگر مخاطب پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله بوده ، پس او در شك بوده است و اگر ديگرى مخاطب است قرآن بر چه كسى نازل بوده است ؟ ( 4 ) 4 . و در بارهء گفتهء خدا :
وَ لَوْ أَنَّ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللَّهِ
- و اگر آنچه درخت در زمين هست ، قلم شود ، و دريا ( چون مركّب باشد ) سپس
هامش
( 3 ) در پاره‌اى نسخه‌ها آمده است [ « قلت لا ، قال : و لم قلت اعرفها » گفتم : نه . گفت : و نگفتى كه آن را نمىدانى ؟ ] ( 4 ) النمل ، 40 ( 5 ) آصف بن برخيا از سرودگويان و درباريان سليمان بوده و مشاور و كارگزار و گويند وزير او بوده است و قدرت ولايت داشته و پاره‌اى حوادث را پيشگويى مىكرده است و گويند هم به دعاى او به درگاه پروردگار آن ديو كه به نام قطفير يا سخر با در دست داشتن انگشترى سليمان بر تخت او نشسته بود از سرير سلطنت رانده شد و سليمان به جاى خويش باز آمد . رك : اعلام قرآن ، ص 391 و 392 ، محمد خزائلى ، چاپ سوم . - م . ( 6 ) يوسف ، 100 ( 7 ) چنين است در متن : « سجد يعقوب و ولده ليوسف و هم انبياء » كه شايد صحيح آن باشد [ و هو نبى - و او ( يعقوب ) پيغمبر بود ] . - م . ( 8 ) يونس ، 94