تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
به راستى ، او بر هدايت هر كه خواهد و گمراه كردن هر كه خواهد تواناست و هر گاه به قدرت خود مردم را به يكى از اين دو راه مجبور سازد ، چنان كه در اين نامه شرح داديم ، پاداش كيفرى برايشان واجب نيايد ، ( 1 ) و معنى ديگر اين كه مقصود از هدايت آشنا ساختن ( به راه حقّ ) است ، چون گفتهء او ( كه فرمود ) :
وَ أَمَّا ثَمُودُ فَهَدَيْناهُمْ
- و امّا ثمود را هدايت كرديم » « 25 » يعنى ( راه حق را ) به آنها نشان داديم
فَاسْتَحَبُّوا الْعَمى عَلَى الْهُدى
- و خود كورى را بر رهيابى برگزيدند » « 26 » و اگر آنها را بر رهيابى مجبور كرده بوديم نمىتوانستند گمراه شوند . و چنين نيست كه اگر آيهء متشابه ( و مبهمى ) بيايد اين آيه دليلى بر ( خلاف ) آيات استوار ( و محكمى ) گردد كه ما مأمور به اجراى آنها هستيم و از اينجاست كه ( خداوند ) فرمايد :
مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ وَ ما يَعْلَمُ
. . . الآية - بخشى از آن محكمات است كه اساس كتاب است ، و بخش ديگر متشابهات ( و احتمالات بر خواننده مبهم ) امّا كج دلان براى فتنه‌جويى و در طلب تأويل ، پيگر متشابهات مىشوند ، حال آنكه تأويل آن را جز خدا و راسخان در علم كسى نداند . . . تا پايان آيه » « 27 » ( 2 ) خداوند ما و شما را توفيق گفتار و كردار بدان چه دوست دارد و خشنود است ارزانى فرمايد و ما و شما را به منّت نهادن و فضل خويش از نافرمانيهايش دور دارد . و سپاس بسيار خداى را ، چنان سپاسى كه شايستهء اوست و صلّى اللَّه على محمد و آله الطيّبين و حسبنا اللَّه و نعم الوكيل . ( خداوند بر محمد و خاندان پاك نهاد او درود فرستد و خدا ما را بس كه بهترين وكيل است ) ( 3 )

پاسخهاى امام نقى ( هادى ) عليه السّلام به پرسشهاى يحيى بن اكثم

« 1 » ( 4 ) موسى بن محمد بن رضا « 2 » گويد : در ديوان عام به يحيى بن اكثم برخوردم و از من پرسشهايى كرد ،
هامش
( 25 ) فصلت ، 17 ( 26 ) فصلت ، 17 ( 27 ) آل عمران ، 7 ( 1 ) مجلسى اين روايت را در مجلد چهارم بحار ، ص 581 چاپ سنگى نقل از كتاب حاضر تحف العقول آورده و گويد : در الاختصاص از شيخ مفيد ، از محمد بن عيسى بن عبيد بغدادى ، از محمد بن موسى نظير آن آمده و با اندك تفاوتى در مجلد دوازدهم المناقب تأليف ابن شهر آشوب نيز آمده است . ( 2 ) ابو احمد موسى ، ملقب به مبرقع برادر ( حضرت ) ابى الحسن هادى عليه السّلام از سوى پدر و مادر است . مادر ايشان امّ ولد ( زر خريد ) بود كه سمانة المغربية نام داشت . موسى جدّ سادات رضوى است ، به سال 256 به قم آمد و نخستين فرد سادات رضوى بود كه از كوفه به قم كوچيد . وى همواره بر چهرهء خود نقابى مىافكند و از اين رو به « المبرقع - نقابدار » شهرت داشت . مردم قم او را نشناختند و او از آن شهر به كاشان نقل مكان كرد و مورد بزرگداشت احمد بن عبد العزيز بن الف عجلى قرار گرفت كه به او خوشامد گفت و وى را گرامى داشت و خلعتهاى فاخر و اسبهاى نيكو به او هديه كرد و هر سال هزار مثقال طلا و اسبى با زين و برگ به رسم مقرّرى معلومش داشت . چون اهل قم او را شناختند سران خود را براى دعوت از او به كاشان فرستادند و وى را به قم بازآوردند و از او عذرها خواستند و گراميش داشتند و از اموال خود سرايى برايش خريدند و بخشهايى از روستاهاى خويش را به او پيشكش كردند و بيست هزار درهم تقديمش كردند كه با آن املاك بسيارى خريد . آنگاه خواهرانش زينب و ام محمد و ميمونة دختران ( امام ) محمد بن رضا عليهما السّلام به قم آمدند و نزد او سكونت جستند ، و چون درگذشتند در جوار ( حضرت معصومه ) فاطمه دختر موسى بن جعفر عليهما السّلام به خاك سپرده شدند . موسى همچنان مقيم شهر قم بود تا به سال 266 در گذشت و در خانهء خود مدفون گشت و گويند : در خانهء محمد بن حسن بن ابى خالد اشعرى به خاك سپرده شد كه امروز مزار معروفى است . از پاره‌اى روايات چنين برمىآيد كه متوكّل خليفهء عباسى چاره‌گريها مىكرد كه او را به همصحبتى خود آرد . محدّث نورى ، رحمه الله در شرح حال او رساله‌اى موسوم به البدر المشعشع في احوال موسى المبرقع نگاشته است .