( 1 ) و فرمود عليه السّلام : يارى تو به ناتوان از بهترين صدقهها باشد .
( 2 ) و فرمود عليه السّلام : بنده حقيقت ايمان را به كمال نيابد مگر آنكه در او سه خصلت باشد :
درستفهمى در دين ، اندازهاى در زندگانى و شكيبايى بر بلاها .
( 3 ) ( امام ) عليه السّلام به ابى هاشم داود بن قاسم جعفرى « 23 » فرمود : اى داود ، ما را بر شما به سبب پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله حقى است و شما را بر ما حقى . هر كس حق ما را بشناسد شناختن حقش واجب آيد و هر كه حق ما را نشناسد ، او را حقى نباشد .
( 4 ) روزى حضرتش عليه السّلام به مجلس مأمون درآمد و ذو الرّياستين آنجا بود و در بارهء شب و روز گفتگو شد كه كداميك پيش از ديگرى آفريده شده است . ذو الرّياستين از ( امام ) رضا عليه السلام در اين باره پرسيد . ( امام ) عليه السّلام به او فرمود : دوست دارى از قرآن پاسخت گويم يا از ( علم ) حساب خودت « 24 » ؟ عرض كرد : نخست مىخواهم از روى علم حساب پاسخ گويى ( امام ) عليه السّلام فرمود : آيا شما نمىگوييد كه طالع دنيا ( برج ) سرطان است در حالى كه ستارگان همه در برجهاى خود بودند ؟ گفت : آرى . فرمود : پس زحل در ميزان ، و مشترى در سرطان و مريخ در جدى و زهره در حوت و قمر در ثور و خورشيد در ميان آسمان در برج حمل ، و اين نمىشود مگر در روز . عرض كرد : خوب ، اينك ( پاسخ ) از قرآن چيست ؟ ( امام ) عليه السلام فرمود : گفتهء خداست كه فرمايد :
لَا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَها أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَ لَا اللَّيْلُ سابِقُ النَّهارِ
- نه خورشيد را شايد كه به ماه فرا رسد و نه شب بر روز پيشى گيرد » « 25 » يعنى روز پيش از شب است . « 26 »
هامش
( 23 ) ابو هاشم ، داود بن قاسم بن اسحاق بن عبد الله بن جعفر بن ابى طالب ، موثّقى گرانقدر و بلند پايگاه نزد امامان ( عليه السّلام ) مقامى شريف داشت و به شرف ديدار چند تن از ايشان از جمله امام هشتم تا امام دوازدهم عليهم السّلام نايل شد .
وى نزد آنان منزلتى جليل داشت و همواره خدمتشان مىرفت و از ايشان روايت كرده است و از آن بزرگواران اخبار و رسالهها و رواياتى از جمله دلايل ( حضرت ) ابى الحسن هادى عليه السلام را آورده است و گويد : هيچ بار خدمت ( حضرت ) ابى الحسن و ( حضرت ) ابى محمد عليهما السلام در نيامدم مگر آنكه راهنمايى و برهانى ( در مسايل توحيد و نبوت و امامت ) آن بزرگوار ديدم . سيد ابن طاوس گويد : « او از وكلاى ناحيهايست كه شيعه در مورد ايشان اختلاف ندارند » ابو هاشم ، عالمى اديب و پارسا و پرهيزگار و عابد بود كه در زمان وى از خاندان ابى طالب چنويى در والايى تبار نبود و نزد سلطان همواره مقدّم بود . در سال 261 در گذشت ، خدايش رحمت كناد . پدرش قاسم بن اسحاق امير يمن ، مردى بزرگوار و پسر خالهء سرور و مولاى ما ( حضرت امام ) صادق عليه السلام بود ، زيرا مادرش ام كليمه دختر قاسم بن محمد بن ابى بكر ؛ خواهر امّ فروة ، مادر سرور ما ( حضرت ) صادق عليه السلام بود .
( 24 ) گفتار امام عليه السّلام به فضل كه فرمود : « يا علم حساب خودت » و از آن روست كه فضل آشنا به نجوم و علم محاسبه كواكب بود . ) و اشاره به اين است كه پاسخ بايد مطابق مذهب و روش پرسنده داده شود .
( 25 ) يس ، 40
( 26 ) طبرسى - رحمه الله - در مجمع البيان هنگام شرح آيه از تفسير عياشى ، از اشعب بن حاتم چنين آورده است كه « گفت : من به خراسان بودم ، بدان گاه كه ( امام ) رضا عليه السلام و فضل بن سهل و مأمون در ايوان حبرى به مرو گرد آمده بودند و سفره گسترده ، ( امام ) رضا عليه السلام گفت : مردى از اسرائيليان از من پرسيد و گفت : آيا نخست روز آفريده شد يا شب ؟ پاسخ شما چيست ؟ ( راوى ) گويد : پيرامون اين مطلب گفتگو در گرفت و كسى پاسخى روشن نداشت . آنگاه فضل به ( امام ) رضا عليه السلام عرض كرد : خدايت نكو دارد ، ما را از پاسخ آن آگاه كن . ( امام ) فرمود . از قرآن يا از علم حساب ( نجوم ) ؟ فضل عرض كرد : از ديدگاه علم حساب . فرمود : اى فضل مىدانى كه طالع دنيا سرطان است و ستارگان در مواضع شرف خود ؟ پس زحل در ميزان و مشترى در سرطان و خورشيد در حمل و قمر در ثور است و اين دلالت برقرار گرفتن خورشيد در حمل مىكند به مرحلهء دهم در طالع در ميانهء آسمان ، پس روز پيش از شب آفريده شده است . و در گفتهء خداى تعالى آمده است : « نه خورشيد را شايد كه به ماه فرا رسد نه شب بر روز پيشى گيرد » يعنى روز پيش از شب است . ( طبرسى گويد ) : مىگويم : چون وجود شب و روز دو امر باز گرفته شده از خورشيد و حركت آن است پس اين دو زاده ( و معلول ) گردش آنند ، و دنبال بودن امرى باز گرفته شده ( و انتزاعى از چيزى ) از منشأ انتزاع خود از مسائلى است كه شكى در آن نباشد . و به عبارت ديگر چون وجود شب و روز فرع وجود خورشيد است پس چون خورشيد باشد روز است و چون روز باشد ( از پس آن ) شب آيد . بنا بر اين وجود شب منتزع از روز است . پس نيك توجّه كن . »