( 1 ) على بن شعيب « 27 » گفت : خدمت ( امام ) ابى الحسن رضا ( عليه السلام رسيدم ) به من فرمود :
اى على ، زندگانى چه كسى بهتر است ؟ عرض كردم : سرور من تو بدان آگاهترى تا من . ( حضرتش ) عليه السلام فرمود : اى على ، كسى كه ديگرى از پرتو زندگانى او زندگى خوبى داشته باشد .
( 2 ) اى على ، زندگانى چه كسى بدتر است ؟ عرض كردم : تو بدان آگاهترى . فرمود : كسى كه در پرتو زندگانى او ديگرى زندگانى نكند .
( 3 ) اى على ، با نعمتها خوش برخورد باشيد كه گريزپايند و از قومى دور نشوند كه دگر بار نزدشان بازآيند .
( 4 ) اى على ، بدترين مردم كسى است كه از ميهمانش دريغ دارد و تنها بخورد و بندهاش را تازيانه زند .
( 5 ) مردى در روز عيد فطر به ( حضرتش ) عليه السّلام عرض كرد : من امروز با خرما و تربت ( سيد الشهداء عليه السّلام ) افطار كردم ( امام ) عليه السّلام فرمود : سنّت و بركت را با هم گردآوردى .
( 6 ) و ( امام ) عليه السّلام به ابى هاشم جعفرى « 28 » فرمود : اى ابا هاشم ، خرد بخششى است از خدا و ادب ( و تربيت پذيرى ) دشوارى است . هر كه دشوارى ادب آموزى را بكشد بر آن دست يابد ولى هر كه رنج عقل اندوزى به خود دهد جز نادانى نفزايد . « 29 »
هامش
( 27 ) صاحب تنقيح المقال - رحمه الله - گويد : در كتب رجال به اين نام برنخوردم ولى در آن كتب نام على بن ابى شعيب مدائنى آمده است و گويند او را كتاب كوچكى است و ظاهرا شيعهء امامى بوده است .
( 28 ) ابو هاشم جعفرى ، داود بن قاسم بن اسحاق بن عبد الله بن جعفر بن ابى طالب است كه شرح حالش پيشتر در صفحهء 461 آمده است .
( 29 ) مراد اين كه خرد ( يا عقل ) غريزهاى خدا داد ( و موهبتى الهى ) است و در سرشت و خميره آدمى به طور جبلّى نهاده شده و اكتساب و تحصيل را در آن اثرى نيست و كسى را كه خرد نباشد صلاحيت اكتساب خرد نيز نباشد ، بر خلاف ادب و تربيت كه روش و راه نيك در گفتوگوها و آميزشهاست و تحصيل آن براى انسان با تمرين و رنج بردن ميسر است .