تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 458

مساهمون:

ص٤٥٨
( 1 ) احمد بن نجم « 7 » از آن حضرت در بارهء خودخواهىاى پرسيد كه عمل را تباه مىكند . « 8 » ( امام ) عليه السّلام فرمود : خود خواهى درجاتى دارد : يكى آن كه بد كردارى بنده را در نظرش مىآرايد چنان كه آن را نيك مىانگارد و از آن خوشش مىآيد و مىپندارد كه كار خوبى كرده است . و ديگر آن كه بنده به پروردگارش ايمان آرد ( ولى ) بر خدا منّت « 9 » نهد با آنكه در اين باره خدا را بر او منّت باشد . ( 2 ) فضل « 10 » گويد : به ( امام ) ابى الحسن رضا عليه السّلام گفتم : يونس بن عبد الرّحمن « 11 » مدّعى است كه شناخت ، اكتسابى است . ( امام ) عليه السّلام فرمود : نه ، درست نگفته ، خدا ( شناخت و معرفت را ) به هر كه خواهد دهد ، پس كسانى باشند كه ( خداوند شناخت را ) در ( وجدان ) آنها پا برجا فرموده و در پاره‌اى ديگر به امانت نهاده ، امّا پابرجا ، ( در معرفت و شناخت ) كسى است كه خداوند هرگز آن را از وى نربايد و امانت عاريتى آن است كه خداوند به انسان مىدهد و سپس از او مىگيرد . ( 3 ) صفوان بن يحيى « 12 » گفت : از ( امام ) رضا عليه السّلام پرسيدم : آيا بندگان خدا را در شناخت ، كارى
هامش
( 7 ) از شرح حال احمد بن نجم در معجمهاى رجال اشاره‌اى نيافتيم . ( 8 ) اين روايت را كلينى رحمة اللَّه در الكافى ، ج 2 ، ص 313 ، و صدوق - رضوان الله عليه - در معانى الاخبار با اسنادش از على بن سويد المدينى از ( حضرت ) ابى الحسن موسى عليه السّلام آورده‌اند . ( 9 ) در پاره‌اى نسخه‌ها به جاى « فيمنّ » ، [ فيمتنّ ] آمده است ( 10 ) ظاهرا فضل بن سنان است ، و شايد فضل بن سهل ملقب به ذو الرياستين وزير مأمون باشد كه شرح حالش گذشت . ( 11 ) ابو محمد ، يونس بن عبد الرّحمن ، از موالى آل يقطين ، موثّقى از اصحاب ( امام ) كاظم و ( امام ) رضا عليهما السّلام در ميان اصحاب ما ، آبرومند و پيشگام و صاحب منزلتى بزرگ بود . النّديم گويد : « يونس بن عبد الرحمن از اصحاب ( امام ) موسى بن جعفر عليهما السّلام از موالى آل يقطين ، داناى زمانه و صاحب تأليفات و تصنيفات بسيار بر مذهب شيعه بود » و آنگاه كتابهاى او را شمرده است . يونس از اصحاب اجماع بود و روزگار هشام بن عبد الملك در شام به دنيا آمد و به ديدار ( امام ) جعفر بن محمد عليهما السّلام ، بين صفا و مروه نايل شد ولى از آن امام روايتى نكرده است . وى از ( امام ) كاظم و ( امام ) رضا عليهما السّلام روايت كرده و ( امام ) رضا عليه السّلام در دانش و فتوى به او اشارت مىفرمود ، وى از كسانى بود كه مال بسيارى را صرف اوقاف كرد . در سال 280 ه . در گذشت ، خدايش رحمت كناد . ( 12 ) ابو محمد صفوان بن يحياى بجلى كوفى ، سابرى ( كه منسوجى است ظريف ) مىفروخت . از اصحاب امامان هفتم و هشتم و نهم عليهم السّلام بود و همگان به فقه دانى و دانش او معترف بودند . موثّقى از اصحاب اجماع است و وكيل ( امام ) رضا عليه السّلام بود كه كتابهاى بسيارى نگاشت و در پارسايى و عبادت در طبقهء او كسى چنو نبود . از شيخ منقول است : « او موثّق‌ترين مردم روزگار خود نزد اصحاب حديث و عابدترين ايشان است ، در روز يك صد و پنجاه ركعت نماز مىخواند و در سال ، سه ماه روزه مىگرفت و هر سال سه بار زكات مالش را مىپرداخت ، زيرا او و عبد الله بن جندب و على بن نعمان در خانهء خدا شركتى تشكيل دادند و هم پيمان شدند كه اگر يكى از ايشان درگذرد آن كه زنده مانده است نماز او را بخواند و روزه‌اش را بگيرد و به جاى او حج كند و تا زنده است زكاتش را بپردازد . آن دو يار او پيش از او بمردند و صفوان پس از ايشان بزيست و به شرط پيمان وفا مىكرد ، از جانب آنان نماز مىخواند زكات مىداد و روزه مىگرفت و به جاى آن دو حج مىگزارد و هر نيكى و احسانى كه از طرف خود مىكرد از جانب آن دو يارش نيز مىكرد . تا آنجا كه ( شيخ ) گويد - از چهل تن از اصحاب ( حضرت ) ابى عبد اللَّه ( صادق ) عليه السّلام روايت كرده و كتابهاى بسيارى چون كتابهاى حسين بن سعيد دارد و او را از ( حضرت ) ابى الحسن موسى عليه السّلام مسايل و رواياتى است . » وى كه خدايش رحمت كناد - در مدينه در گذشت و ( حضرت ) ابو جعفر ( امام محمد تقى عليه السّلام ) كفن و وسايل كفنش را فرستاد و به اسماعيل بن موسى فرمود بر او نماز گزارد .