است و خداوند در قرآن فرمايد : و
لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى
- صدقههاى خود را با منّت نهادن و آزار دادن باطل مسازيد » « 18 » ( 1 ) و فرمود عليه السّلام : از نشانههاى ( فقه ) و فهم دين ، بردبارى است و دانش ؛ و خموشى درى از درهاى حكمت است ، به راستى ، خموشى محبّت آرد زيرا به هر خيرى راهبر است « 19 » .
( 2 ) و فرمود عليه السّلام : به راستى كسى كه در جستجوى روزى بيش كوشد تا نانخورش را كفايت رساند مزدش از مجاهد در راه خدا بزرگتر باشد .
( 3 ) به وى عرض شد : چگونه صبح كردى ؟ ( امام ) عليه السّلام فرمود : با عمرى كاسته و كردارى ثبت ( نامهء اعمال شده ) ، در حالى كه مرگ بر گردن ما ( يوغى نهاده ) و دوزخ به دنبال ماست و نمىدانيم با ما چه كنند ؟ ( 4 ) و فرمود عليه السّلام : پنج چيز چون در كسى نباشد به او اميدى از دنيا و آخرت نيست :
ريشهاى محكم در وجود خود نشناسد كه بدان اعتماد كند و كرمى در سرشت خود ( نبيند ) و استحكامى در خوى خويش و نجابتى در ذات خود و ترسى از پروردگار ( در دل خود سراغ ندارد ) . ( 5 ) و فرمود عليه السّلام : دو گروه هرگز با يك ديگر درگير نشوند مگر آنكه با گذشتترين آن دو پيروز شد .
( 6 ) و فرمود عليه السّلام : سخاوتمند از خوراك مردم بخورد تا مردم از خوراكش بخورند و بخيل از خوراك مردم نخورد تا از خوراكش نخورند .
( 7 ) و فرمود عليه السّلام : ما خاندانى هستيم كه پيمان خود را همچنان كه پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله واقع ساخت وامى بر خود دانيم . « 20 » ( 8 ) و فرمود عليه السّلام : روزگارى بر مردم درآيد كه عافيت در آن ده جزء باشد . نه جزء آن در كنارهگيرى از مردم است و يك جزء در خموشى .
( 9 ) معمّر بن خلّاد « 21 » به وى عرض كرد : خدا در گشايش امر ( و فرج ) تو بشتابد . ( امام ) عليه السّلام فرمود : اى معمّر اين گشايش براى شما باشد ، امّا براى من ، به خدا سوگند چيزى جز انبانى نيست كه مشتى آرد بيخته در آن ريخته و مهرش نهادهاند . « 22 »
هامش
( 18 ) البقره ، 264
( 19 ) در پارهاى نسخهها به جاى « على كلّ خير » ، [ على كلّ حق - به هر حقى . . . ] آمده است .
( 20 ) يعنى آنچه را پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله از گرفتاريها و رنجها بر ما عهد كرد چون وامى برگردن خود دانيم و از هيچ يك از تعهدات خود روى نگردانيم .
( 21 ) ابو خلّاد ، معمّر بن خلّاد بن ابى خلّاد بغدادى ، موثّقى از اصحاب ( امام ) رضا عليه السّلام است و او را كتابهايى است .
( 22 ) شايد مراد آن است كه فرج و گشايش كار ما از نظر خودمان چنان تأمين شده و حتمى الوصول است كه گويى آرد بيخته و آمادهاى را در انبانى كردهاند ولى سر به مهر است و وقت گشودن و بهره بردن از آن به مشيّت الهى بسته است .