تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠
و فضيلتى است كه هيچ مخالفى آن را انكار نمىكند زيرا فضيلت آشكارى است . « 28 » [ اين هم دوّمى ] ( 1 ) 3 . و آيهء سوّم ، هنگامى كه خداوند پاكان را از جملهء آفريدگان خود ممتاز و مشخّص كرد و در آيهء مباهله « 29 » به پيامبرش فرمود و گفت : قل - يا محمّد -
تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ، ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ
- بگو - اى محمد - بياييد ما پسرانمان و شما پسرانتان را ، ما زنانمان را و شما زنانتان ، ما خويشان نزديك خود را بخوانيم ، سپس ( به درگاه خدا ) تضرّع كنيم و بخواهيم كه لعنت خدا بر دروغگويان فرود آيد » « 30 » پس پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله على و حسن و حسين و فاطمه عليهم السّلام را برآورد و ايشان را همتاى خود ساخت . آيا مىدانيد معناى گفتهء او از « خود ما » و خودتان چيست ؟ علماء گفتند : مرادش خودش بوده است . ( امام ) ابو الحسن عليه السّلام فرمود : غلط گفتيد ، به راستى مقصود حضرت ( رسول ) از آن ، على عليه السّلام است ، و يكى از دلايلش گفتهء پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله است ، آنگاه كه فرمود : بنو وليعه « 31 » بايد دست ( از شرارت ) بردارند ، و گر نه مردى بر سر آنان فرستم كه چون خود من باشد ، يعنى على عليه السلام را مىفرستم . « 32 » اين ويژگى ممتازى است كه هيچ كسى بر آن پيشى نگرفته و فضيلتى است كه هيچ بشرى بدان راه نيافته و شرفى است كه هيچ آفريده‌اى بدان سبقت نجسته است ، « 33 » زيرا شخص على عليه السّلام را چون شخص خود قرار داد . پس اين هم سوّمين ( مورد ) ( 2 ) 4 . امّا چهارم ، اين كه همهء مردم را از مسجد خود بيرون كرد جز خاندان عترت را و چون مردم در اين باره سخن گفتند و عبّاس ( عموى پيامبر ) نيز گفت : اى پيامبر خدا ، على را در مسجد نهادى و ما را بيرون فرمودى ؟ پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : نه من او را گذاشتم و نه من همهء شما را بيرون كردم ؛ بلكه خداوند او را ( در مسجد ) گذاشت و شما را بيرون فرمود . و اين امر
هامش
( 28 ) در العيون [ لانّه فضل بعد الطّهارة تنتطر ، فهذه الثانية - زيرا اين پس از طهارت فضلى است كه ملاحظه مىكنى . اين هم دوّمى ] آمده است . ( 29 ) مباهله يعنى نفرين در حق يك ديگر و دعا و زارى و اصرار به درگاه خداوند براى رسوا كردن دروغگو ، و اين رسم عرب بوده ( كه همراه با نزديكترين افراد خاندان خود كه شديدترين عاطفه را به هم داشته‌اند مباهله مىكردند . و از بيم گزند بر جان اين عزيزان معمولا از دروغ گفتن پروا مىنمودند . - م . ) ( 30 ) آل عمران ، 61 - كلمهء « يا محمد » در قرآن نيست و تفسير و توضيحى از ناحيهء امام عليه السّلام است . ( 31 ) بنى وليعة ، تيره‌اى از قبيلهء كنده در يمن بودند كه شرارتهايى داشتند . ( 32 ) در العيون ( در توضيح آيهء مباهله ) آمده است : [ يعنى على بن ابى طالب عليه السلام و مرادش از پسران ، حسن و حسين عليهما السلام و منظور از زنان ، فاطمه عليها السّلام بودند ] ( 33 ) در العيون به جاى « لا يتقّدمها احد و فضل لا يختلف فيه بشر و شرف لا يسبقه . . . » ، [ . . . لا يتقدّمهم فيها احد و فضل لا يلحقهم فيه بشر و شرف لا يسبقهم - . . . . كه در آن احدى بر ايشان پيشى نگرفته و فضلى است كه هيچ بشرى به ايشان نپيوسته و به گرد ايشان نرسيده و شرفى است كه آفريده‌اى در آن بر آنان سبقت نيافته ] آمده است .