تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣
بايستاد و خداوند را حمد كرد و بر او ستايش نمود و گفت : « اى مردم به راستى ، خداوند فريضه‌اى را بر شما واجب فرموده آيا شما آن را بجا مىآوريد ؟ » هيچ كس به او پاسخ نداد . « 43 » روز ديگر در ميان آنها بپاخاست و فرمود : « اى مردم ، به راستى ، خداوند فريضه‌اى را بر شما واجب فرموده آيا شما آن را بجا مىآوريد ؟ » باز هم كسى به او پاسخ نداد . روز سوم در ميان آنها بپاخاست و فرمود : « اى مردم ، به راستى ، خداوند فريضه‌اى را بر شما واجب فرموده آيا شما آن را بجا مىآريد ؟ » بازهم كسى به او پاسخ نداد . آنگاه فرمود : « اى مردم ، راستى را كه آن فريضه در بارهء سيم و زر و خوردنى و آشاميدنى نيست » . گفتند : پس آن را بفرماى . آنگاه اين آيه را برايشان تلاوت فرمود : پس گفتند : اگر اين است آرى . ولى بسيارى بدان وفا نكردند . « 44 » ( 1 ) سپس ( حضرت ) ابو الحسن عليه السّلام فرمود : پدرم از جدّم ، از پدرانش ، از حسين بن على عليهم السّلام مرا خبر داد كه فرمود : « مهاجران و انصار نزد پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله گرد آمده گفتند : اى پيامبر
هامش
( 43 ) در العيون پس از « فلم يجبه احد » كه مربوط به اولين مرتبهء بيان رسول اكرم آمده است [ . . . فقال ايّها الناس انّه ليس ذهبا و لا فضة . . . ] تا پايان روايت . ( 44 ) در العيون اينجا در حدود پانزده سطر اضافه دارد : [ و ما بعث اللَّه عزّ و جلّ نبيّا الّا اوحى اليه ان لا يسأل قومه اجرا . . . تا گويد : معبّرا و مبينا - خداى عزّ و جلّ پيامبرى را نفرستاد مگر اينكه به او وحى فرمود كه از قوم خويش ( براى رسالتش ) مزدى در خواست نكند زيرا خداى عزّ و جلّ خود مزد پيامبران را مىپردازد . و در مورد محمد صلّى اللَّه عليه و آله خداوند فرمانبردارى از او و دوستدارى خانواده‌اش را بر امّتش واجب كرده و به او فرموده است مزدش را بر امتش مىنهد كه آن را به خويشاوند وى بپردازند ، با شناخت برترى ايشان كه خداى عزّ و جلّ آن را براى آنان واجب ساخته است . پس به راستى ، دوستدارى به اندازهء شناخت ، فضيلت باشد و چون خداوند آن را واجب فرمود به سبب سنگينى وجوب طاعت ، اين امر گران آمد . پس گروهى كه خداوند از ايشان پيمان وفادارى گرفته است بدان وفا كردند ولى اهل دورويى و جدايى مخالفت كردند و در اين مورد الحاد ورزيدند و آن را از حدّ و تعريفى كه خداى عزّ و جلّ ( براى مراتب خويشاوندى ) محدود و تعريف كرده بود منحرف ساختند و گفتند : ( مراد از ) « خويشاوند » تمام اعراب . و تمام اهل دعوت و دين اويند . پس به هر يك از اين دو حال به درستى دانستيم كه « مودّت - دوستى » مخصوص « قرابت - خويشاوندى » است . پس آنان كه در خويشاوندى به پيامبر نزديكترند به دوستدارى نيز شايسته‌ترند و هر چه قرابت و خويشاوندى نزديكتر شود و مودّت و دوستى ملازم با قرابت نيز به همان مقدار بايد بيشتر شود . ولى با پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله انصاف نكردند و حق حيطه و مهر او را نگه نداشتند و منّت بىدريغى را كه خداوند به امّتش بخشيده و زبانها از وصف آن عاجز است ( حتّى ) به اين اندازه سپاس نداشتند كه فرزندان و خانواده‌اش را نيازارند و آنان را به منزلهء چشم در سر گيرند تا رسول خدا را در ميان خود داشته باشند و به خانواده‌اش مهر ورزند . چگونه است كه قرآن چنان مىگويد . و بدان فرا مىخواند و اخبار ثابت مىكند كه اهل بيت اطهار سزاوار مودّت و محبّتند و همان كسانى هستند كه خداوند دوستدارى آنها را واجب فرموده و وعدهء پاداش براى آن داده است . ولى با اين همه كسى بدان وفا نمىكند ؟ اين محبّتى است كه هر مؤمن مخلصى داشته باشد مستوجب بهشت آيد بنا به گفتهء خداى عزّ و جلّ در اين آيه كه فرمايد :وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فِي رَوْضاتِ الْجَنَّاتِ لَهُمْ ما يَشاؤُنَ عِنْدَ رَبِّهِمْ ذلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ ، ذلِكَ الَّذِي يُبَشِّرُ اللَّهُ عِبادَهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبىكه تفسيركننده و روشنگر اين حقيقت است ]
تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 443 | ابن شعبة الحراني / پرويز اتابكى