و در مصحف عبد الله بن مسعود « 24 » هم ثبت است . پس چون عثمان به زيد بن ثابت « 25 » دستور داد قرآن را گرد آورد اين آيه را پنهان كرد . « 26 » هنگامى كه خداوند عزّ و جلّ بدين كلمه قصد « آل » ( تيره و تبار با اخلاص ) را فرموده پايگاهى و الا و فضيلتى بزرگ و شرفى سترگ ( براى ايشان عليهم السّلام ) است . اين يكى ( از آن موارد دوازدهگانه ) .
( 1 ) 2 . و آيهء دوّم در برگزيدگى ( و اصطفاء ) گفتهء خداوندست كه فرمايد :
إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً
- همانا خداوند مىخواهد كه از شما اهل بيت هر پليدى ( احتمالى / شك و شبهه ) را بزدايد ، و شما را چنان كه بايد و شايد پاكيزه بدارد « 27 » و اين برترى
هامش
( 24 ) ابو عبد الرّحمن ، عبد اللَّه بن مسعود بن عامل بن حبيب هذلى ، صحابى گرانقدر و والامقام از فقهاى صحابه و يكى از حافظان قرآن بود . قرائتى از قرآن و نقل سنّت از اوست . روايت شده كه وى هفتاد سورهء قرآن را مستقيما از دهان ( مبارك ) پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله آموخته و بقيه را از ( حضرت ) امير مؤمنان على عليه السلام ( فرا گرفته است ) در ليلة الجن كه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله به هر دو قبلهء ( مسجد الاقصى و مسجد الحرام ) نماز گزارد همراه ايشان بود . وى در بدر و احد و خندق و بيعة الرضوان و ديگر مشاهد همراه پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله حضور داشت و پس از پيامبر ( صلّى اللَّه عليه و آله ) در يرموك شركت جست . عمر او را به كوفه فرستاد تا بر مردم آنجا قرآن خواند و شرايع و احكام را به ايشان بياموزد و به ساكنان آنجا نوشت : « من عمّار بن ياسر را به فرمانروايى و عبد الله بن مسعود را به آموزگارى و وزارت فرستادم و اين دو از برگزيدگان اصحاب پيامبر خدا ، از شركتكنندگان در بدر هستند . از آن دو فرمان بريد و سخنشان را به گوش گيريد كه من با اعزام عبد اللَّه ( بن مسعود ) نزد شما ( در واقع ) شما را بر خود ترجيح دادم : » عبد الله دانش بسيارى بديشان آموخت و گروه بيشمارى از آنان فهم دين و فقه يافتند . او از كسانى بود كه بر سر جنازهء ابو ذرّ حضور يافتند و او را كفن و دفن كردند . و نيز از كسانى بود كه خلافت را بر ابو بكر ناحق و ناروا دانستند و همچنين انكار او بر سوّمين ( خليفه ) و ماجراى زدن و اهانتى كه بر او رفته در كتابهاى سير و تاريخ نگاشته شده است . وى به سال 32 ه . در گذشت و زبير بن عوامّ بر او نماز خواند و در بقيع به خاك سپرده شد . او را برادرى بود كه عتبهء مسعودش مىخواندند و در اسلام سابقهاى قديم داشت ليكن از پيامبر صلى الله عليه و آله روايتى نكرده است ، وى در خلافت عمر در گذشت .
( 25 ) ابو خارجه ، زيد بن ثابت بن ضحاك اشعرى انصارى ، دبير پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و برادر بريد بن ثابت . از پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله قرآن شنيده و هنگامى كه به مدينه آمد يازده ساله بود و به روز « بغات » شش ساله بود كه در آن روز پدرش ثابت بن ضحاك كشته شد . پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله روز « بدر » او را كم سن و سال شمرد ولى در « احد » شركت جست و گويند در « احد » نيز شركت نكرد و نخستين شركتش در پيكار خندق بود . پس از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله دبير ابو بكر و عمر شد . روز « يمامه » تيرى به او افكندند ولى آسيبش نرساند . و گويند : پس از كشته شدن اهل يمامه به دستور ابو بكر قرآن را گرد آورد . وى براى عثمان خزانهدارى بيت المال مىكرد و از طرفداران عثمان بود ، هر چند به برترى و بزرگوارى على عليه السّلام هم اقرار داشت ، و در هيچ يك از پيكارها با آن حضرت عليه السّلام شركت نكرد . از او احاديثى در بارهء نصّ به امامت امامان دوازدهگانه ( عليهم السّلام ) آمده است . او كسى است كه عثمان مردم را به قبول قرائت او از قرآن جمع آورد ( و نسخهء مكتوب و مقروء او را مرجّح داشت ) . وى در خلافت معاويه در گذشت و مروان برا او نماز خواند .
( 26 ) اين جمله از : « پس چون عثمان . . . تا . . . پنهان كرد » در العيون نيست .
( 27 ) الاحزاب ، 33