( 1 ) صلوات فرستادن بر پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله در همه جا بايد ، هنگام وزش بادها و عطسه و جز آن ، و دوستدارى دوستان خدا و دوستدارانشان و دشمنى با دشمنانش و بيزارى از آنها و پيشوايانشان « 29 » ( تولّا و تبرّا ) .
( 2 ) و نيكرفتارى با پدر و مادر ، گر چه مشرك باشند ، ( در شركشان ) از آنها فرمان مبر « 30 » ( ولى ) در دنيا با ايشان به خوبى همزيستى كن زيرا خداوند مىفرمايد :
. . . اشْكُرْ لِي وَ لِوالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ وَ إِنْ جاهَداكَ عَلى أَنْ تُشْرِكَ بِي ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما
- . . . براى من و پدر و مادرت سپاس بگزار كه سير و سرانجام به سوى من است و اگر تو را وادارند چيزى را كه بدان علم ندارى شريك من گردانى از آن دو فرمان مبر . . . » « 31 » . ( 3 ) امير مؤمنان عليه السّلام فرمود :
« ( والدين مشرك ) براى آنان ( يعنى براى فرزندان مسلمان خود ) روزه نگرفتند و نماز نخواندند ولى آنان را به نافرمانى خدا دستور دادند و ( فرزندان ) از آنها اطاعت كردند ، سپس فرمود : شنيدم پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله مىفرمود : هر كه بر خلاف فرمانبردارى از خداى عزّ و جلّ از آفريدهاى فرمان برد كافر شده و معبودى جز خدا گرفته است . » ( 4 ) ذبح تو دلى همان ذبح مادرش باشد . « 32 » ( 5 ) گناهان پيامبران از گناهان كوچك است و به خاطر پيامبرى بر آنان بخشوده مىشود .
( 6 ) مقررات ارث بر طبق فرمان خداست و عول ( كاهش ) « 33 » در آن نيست و با وجود پدر و مادر و فرزند هيچ كس ديگر ارث نبرد مگر شوهر و زن . و آن كه سهمى مفروض دارد از آن كه سهمى ندارد سزاوارتر ( به ميراث بردن ) است و عصبة ( ردّ ما زاد ) از دين خدا نيست . « 34 »
هامش
( 29 ) در العيون به جاى « و حبّ اولياء و اوليائهم و بغض اعدائه . . . » ، [ و حبّ اولياء الله واجب و كذلك بغض اعداء اللَّه . . . - و دوستدارى دوستان خدا واجب است و همچنين دشمنى با دشمنان خدا ] آمده است .
( 30 ) در العيون به جاى « و برّ الوالدين و ان كانا مشركين فلا تطعهما . . . » ، [ و برّ الوالدين واجب و ان كانا مشركين فلا طاعة لهما في معصية اللَّه و لا لغيرهما فانّه لا طاعة لمخلوق في معصية الله - و نيك رفتارى با پدر و مادر واجب است و اگر مشرك باشند فرمانبردارى از آن دو ، و غير از آن دو ، در راه معصيت خدا روا نيست زيرا در معصيت خدا از هيچ آفريدهاى نبايد فرمان برد ] آمده است .
( 31 ) لقمان ، 14 و 15
( 32 ) در صورتى كه برّهء تودلى ( و جنين چارپايان ) را پس از ذبح مادرش مرده از شكم او درآورند سر بريدن برّه لازم نيست و اگر زنده برآورند بايد به نوبهء خود ذبح شود . - م .
( 33 ) عول : در لغت به معنى جور و انحراف از حق است و در اصطلاح نقصان و كاهشى مخصوص در سهم ارث به سبب زيادتى كلّ ارث « فرض » باشد .
( 34 ) عصبة : در لغت خويشاوندان ( پدرى ) مرد باشند زيرا آنها وى را در بر گرفتهاند . پدر از جانبى و پسر از جانبى و همچنين عمو و نيز برادر و ديگر خويشان ( پدرى ) . اينجا مراد كسانى هستند كه به سبب زيادتى ميراث مرد از « فرض » ارث ورثه ، ما زاد ما ترك او را مىبرند . شيعه به دليل عموميّت آيهء :وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ *و اجماع اهل بيت ( عليهم السّلام ) اين ( انحصار به عصبه ، يعنى ردّ ما زاد از سهام مفروض به خويشان پدرى مرد از طبقهء دوّم ) را باطل مىدانند و زيادتى فروض ميراث را به دختر و دختران و خواهر و خواهران ( بر اساس طبقات ارث بران ، الاقرب فالاقرب ) مىپردازند . ( براى آگاهى بيشتر به مبحث « عول و تعصيب » در كتب فقهى مراجعه شود . - م . )