هر گاه آب خود به خود بر آن گذرد به پنج وسق « 19 » برسد در آن ديه يك باشد و اگر با دلو و چرخ ( و دستگاه ) آبش دهند نيم عشر ( زكات ) دارد ، ( و ) براى نادار و دارا ( پرداختش يكسان است ) و از ديگر حبوبات يك مشت و دو مشت ( زكات ) برآيد . زيرا خداوند هيچ كسى را جز به اندازهء تواناييش تكليف نفرموده و بنده بر بيش از توان خود مكلّف نشده است . و وسق ، شصت صاع ، و صاع ، شش رطل است كه چهار مدّ باشد و مدّ دو رطل و يك چهارم به رطل عراقى است . امام صادق عليه السّلام فرمود : ( صاع ) نه رطل عراقى و شش رطل مدينه است .
( 1 ) زكات فطر براى هر سرى از كوچك و بزرگ ، آزادمرد يا بنده واجب است و مقدارش از گندم نيم صاع و از خرما و كشمش يك صاع « 20 » است . و روا نيست كه جز به معتقدان به ولايت ( شيعهء امامى ) داده شود ، زيرا ( پرداخت ) واجب است . « 21 » ( تبصره ) بيشترين مدّت حيض ده روز و كمترين مدّتش سه روز است . مستحاضه غسل كند و نماز خواند . و حائض نماز نخواند و قضايش را هم نگزارد . ( امّا ) روزه را ( در زمان حيض ) نگيرد ولى ( به روزهاى ديگر ) قضايش را بگيرد .
( 2 ) ماه رمضان را با ديدن ( هلال ) آن روزه گيرند و با ديدن هلال ( شوّال ) افطار كنند . نماز تراويح « 22 » در جماعت روا نيست . روزه داشتن سه روز از هر ماه ( مستحب ) است ، و روزهء پنجشنبه از دههء آخر ( هر ماه ) و روزهء ماه شعبان نيكوست و سنّت باشد . و پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : « شعبان ماه من و رمضان ماه خداوند است » و اگر قضاى ( روزهء ) ماه رمضان را به صورت پراكنده بگيرد پاداش دارد . « 23 »
هامش
( 19 ) پنج وسق تقريبا برابر 285 من تبريز است كه از قرار هر من 3 كيلوگرم ، 855 كيلوگرم مىشود . - م .
( 20 ) در العيون به جاى « من الحنطة نصف صاع و من التّمر و الزبيب صاع » [ من الحنطة و الشعير و التّمر و الزّبيب صاع و هو اربعة امداد - از گندم و جو و خرما و كشمش يك صاع است كه چهار مدّ باشد ] آمده است .
( 21 ) حقّ واجب بايد حتما به شايستگانش پرداخت شود . - م .
( 22 ) « تراويح » جمع ترويح و بر اطلاق نامى است براى جلسه ، سپس نام هر نوبت نشستن و آسودن مردم بعد از هر چهار ركعت نماز شبهاى رمضان را به اين نام خواندهاند و نيز خود ركعتهاى آن را « تراويح » گفتهاند چه نمازگزار پس از هر چهار ركعت مىآسايد . گزاردن تراويح به صورت جماعت بدعتى است كه نه در زمان پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله و نه در ايّام ابو بكر و نه در آغاز دوران عمر ، مرسوم بوده ولى چنان كه در روايت آمده عمر آن را معمول داشت و مردم هم از او پيروى كردند .
( 23 ) در يكى از نسخهها به اضافه آمده است [ و صوم رجب هو شهر اللَّه الاصمّ و فيه البركة - و روزهء ماه رجب كه همان ماه خداست ، و در روزه داشتنش بركت باشد . ]