كوچك . پس اينها اصول دين است . و الحمد للَّه ربّ العالمين و صلّى اللَّه على نبيه و آله و سلّم تسليما .
( 1 )
از گفتار آن حضرت عليه السلام در يكتاپرستى
عمران صابى در مجلس بزرگى كه مأمون در آن سخنگويان اديانى مخالف اسلام را گرد آورده بود ( و امام رضا عليه السّلام ) همگى را مغلوب فرموده بود ، از امام پرسشهايى كرد . اين خبر طولانى و آن مجلس مشهور است ، ما به اندازهء اقتضاى اين كتاب بخشى از آن را ذكر كرديم . « 1 » ( 2 ) عمران صابى به او گفت : به من بگو كه ما خدا را به حقيقت الهيش يكتاشناسيم « 2 » يا به وصف يكتايش دانيم « 3 » ؟
( امام ) رضا عليه السّلام به او گفت : به راستى ، آن پرتو يگانهء آغازين « 4 » ، آن نخستين هستى ، يكى است نه انبازى براى اوست و نه چيزى با او « 5 » : يكتاست و دوّمينى با او نيست . نه معلوم است و نه مجهول « 6 » ، نه محكم و نه متشابه و نه ياد شده و نه فراموش گشته « 7 » و نه « چيز » است كه نام چيزى از تمامى چيزها « 8 » بر او نهاده آيد . آن سرآغاز به خود پايدار است . پرتويست بىنياز از غير خود . نه « از وقتى » بوده و نه « تا وقتى » باشد . نه بر چيزى ايستاده و نه به چيزى پوشانده « 9 » و نه
هامش
( 1 ) صدوق تمام اين روايت را در كتاب عيون اخبار الرّضا عليه السّلام آورده است و اين از مناظرات و احتجاجات آن حضرت بر صاحبان اديان گوناگون و دارندگان آراء سرگردانكننده چون جاثليق ( رهبر كاتوليك ) ، از سران مسيحيان و رأس الجالوت ، از رؤساى يهوديان و هيربد بزرگ ، از سران زردشتى و عمران صابى ، از رؤساى صابئيان است كه مشتمل بر پرسشهاى آن گروه و پاسخهاى ( امام ) رضا عليه السّلام است . اين مجلس در حجّت آورى ( امام ) بر عمران صابى به درازا كشيد تا وقت نماز شد . ( امام ) رضا عليه السّلام به نماز برخاست و پس از نمازگزارى به مجلس خويش باز آمد و از عمران خواست كه هر چه خواهد بپرسد . عمران به پرسيدن ديگر شبهههاى خود پرداخت و ( امام ) رضا عليه السّلام پاسخش فرمود و عمران در پايان مجلس اسلام آورد و شهادتين گفت . در اين كتاب پارهاى از شبههها و پاسخ آنها به ايجاز و اختصار آمده است و ما تمامش را با شرح برخى از استادان محقق خود در آخر اين كتاب ( مراد متن عربى كتاب است . ) آوردهايم ( هر كه خواهد به متن عربى كتاب تحف العقول با تصحيح و اعرابگذارى على اكبر غفارى چاپ 1376 ق : از صفحه 516 به بعد مراجعه فرمايد . )
( 2 ) در العيون به جاى « نوحّده » در هر دو جا [ يوحّد - يكتا شمرده مىشود ] و در پارهاى نسخهها در هر دو جا [ يوجد - يافت مىشود ] آمده است .
( 3 ) در العيون به جاى « نوحّده » در هر دو جا [ يوحّد - يكتا شمرده مىشود ] و در پارهاى نسخهها در هر دو جا [ يوجد - يافت مىشود ] آمده است .
( 4 ) در العيون به جاى « انّ النّور البديء » ، [ انّ الله المبدئ - همانا خداوند آغازگر ] آمده است .
( 5 ) در العيون به جاى « الكون الاوّل واحد لا شريك له و لا شىء معه ، [ الكائن الاول لم يزل واحدا لا شىء معه - بودهء نخستين همواره يكتا كه چيزى با او نيست ] آمده است .
( 6 ) نزد ما از جهت كنه ذاتش معلوم نيست كه حقيقتش را بشناسيم و نه چنان مجهول است كه وجودش را ( به استدلال عقلى ) نشناسيم .
( 7 ) در العيون به جاى « و لا منسا » ، [ و لا منسيّا ] آمده است .
( 8 ) در العيون به جاى « من الاشياء كلّها » ، [ من الاشياء غيره - از چيزها ، غير او ] آمده است .
( 9 ) در العيون به جاى « و لا على شىء قام و لا الى شىء استتر و لا في شىء استكن » ، [ و لا بشىء قام و لا الى شىء يقوم و لا الى شىء استند - نه به چيزى بر پا شده و نه به چيزى مىايستد و نه به چيزى تكيه داده . . . ] آمده است .