نرمش و نيكخويى و نيكوكارى خانهها را آباد كند و روزى را بيفزايد .
( 1 ) اى هشام ، فرمودهء خداست كه :
هَلْ جَزاءُ الْإِحْسانِ إِلَّا الْإِحْسانُ
؟ - آيا پاداش ( نيكويى و ) احسان جز احسان است « 69 » » اين ( حكم ) در ( بارهء ) مؤمن و كافر و نكوكار و گنهكار ، همه جارى است . هر كه را احسان كردند بايد آن را پاداش دهد و پاداش دادن ( شايسته ) آن نيست كه با او همان كنى كه او با تو كرده است تا برترى خود را نشان داده باشى ( زيرا ) اگر تو همان احسانى را كه با تو كرده با او كنى باز او را در آغاز كردن به احسان بر تو برترى باشد . « 70 » ( 2 ) اى هشام ، داستان دنيا به مار ماند كه دست سودن بر آن نرم است و درونش سمّ كشنده ، بزرگسالان خردمند از آن دورى كنند و كودكان خردسال به دستش گيرند .
( 3 ) اى هشام ، در فرمان بردارى از خدا شكيبا باش و در ( خوددارى ) از نافرمانى نسبت به خدا نيز شكيبايى ورز ، زيرا دنيا همان ساعتى است ( كه در آنى ) ، تو را بر آنچه از آن رفته نه شادى باشد نه اندوه و بر آنچه از آن نيامده آگه نيستى . پس بر همان ساعتى كه در آنى شكيبا باش چنان كه گويى در خوشى و نيك حالى ( و مورد رشك ديگران ) هستى . « 71 » ( 4 ) اى هشام ، داستان دنيا به آب دريا ماند كه تشنه هر چه از آن نوشد تشنگيش در فزايد تا او را بكشد . « 72 » ( 5 ) اى هشام ، از بزرگى نمايى بپرهيز زيرا هر كس در او هموزن دانهاى بزرگى نمايى باشد به بهشت در نيايد . بزرگى رداى خداوند است و هر كه بر سر رداى او با او كشاكش كند خداوندش به رو در دوزخ نگونسار كند .
( 6 ) اى هشام ، از ما نيست هر كس كه هر روز به حساب خود نرسد ( تا ) اگر نكو كرده بر آن بيفزايد و اگر بد كرده از خدا آمرزش خواهد و به درگاهش توبه آرد .
( 7 ) اى هشام ، دنيا به شكل زنى كبود چشم بر مسيح عليه السّلام مجسّم شد ، به او فرمود : چند شوهر كردهاى ؟ گفت : بسيار ، فرمود : و همه طلاقت دادند ؟ گفت : نه ، بلكه همه را كشتم . مسيح
هامش
( 69 ) الرّحمن ، 60
( 70 ) از اين رو بايد در پاداش به احسان بيش از آنچه گرفتهاى بپردازى تا فضل تقدّم ديگرى را در احسان با افزون بخشى خود پاداش داده و با او برابرى كرده باشى .
( 71 ) ( يعنى به دمى كه در آنى خرسند و قانع باش و آن را براى كار خير و توشهاندوزى آخرت غنيمت شمار . ) در پارهاى نسخهها به جاى « قد اغتبطت » ، [ قد احتبطت - بر آماسيدهاى و فربهشدهاى ] آمده است ( كه تعبيرى خالى از تكلّف نيست . )
( 72 ) ابو حامد محمد غزالى در كيمياى سعادت چنين آورده است : « عيسى عليه السّلام مىگويد : مثل جويندهء دنيا چون مثل خورندهء آب درياست ، هر چند بيش خورد تشنهتر مىشود ، مىخورد ، مىخورد تا هلاك شود و هرگز آن تشنگى از وى بنشود . ( كيمياى سعادت ، چاپ هفتم ، به تصحيح احمد آرام ، ص 68 ) . - م .