تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠
نگاهدارد ، و همان گونه شما از زبانهايتان ( سخن ) حكمت ( و دانش ) برآريد و دغلى در سينه‌هايتان بماند . اى بندگان دنيا ، مثل شما چون چراغ است كه براى مردم مىتابد و خود را مىسوزاند . اى بنى اسرائيل ، در مجالس علما به انبوه گرد آييد گر چه به دو زانو تنگ هم نشينيد « 59 » ، زيرا خدا دلهاى مرده را به پرتو حكمت ( و دانش ) زنده كند چنان كه زمين مرده را به باران تند زنده مىكند » « 60 » ( 1 ) اى هشام ، در انجيل نوشته است : « خوشا بر مهرورزان به يك ديگر ، آنانند كه در روز قيامت مهربينانند ، خوشا بر اصلاح‌كنندگان ميان مردم ، آنانند كه روز قيامت مقرّبانند ، خوشا بر پاكدلان آنانند كه روز قيامت ( از آتش ) پرهيز يافتگانند ، خوشا بر فروتنان در دنيا ، آنانند كه روز قيامت به تختهاى شاهى برآيند . » « 61 » ( 2 ) اى هشام ، كم گويى حكمتى است بزرگ ، پس بر شماست ( مراعات ) خموشى ، زيرا شيوه‌اى نيكو و ( متضمّن ) كم‌گناهى و سبكبارى از گناهان است . در بردبارى را استوار داريد كه درش شكيبايى است . و به راستى خداى عزّ و جلّ بسيارخند بىسبب و پرسه زن بىهدف را « 62 » دشمن دارد . بر فرمانروا واجب است كه چون چوپان باشد و از رعيّت خويش بى خبر نماند و بر آنها بزرگى نفروشد . از خدا در نهانهاى خويش شرم داريد همچنان كه در عيان از مردم شرم مىكنيد . و بدانيد كه يك كلمه از حكمت گمشدهء مؤمن است ، « 63 » پس بر شماست كه دانش را پيش از آن كه برگيرندش ( و از ميان برود ) دريابيد ، و برگرفتن دانش از ميانه همان ناپديد شدن دانشمندان از ميان شما باشد . ( 3 ) اى هشام ، آنچه از دانش ( تاكنون ) نياموختى بياموز و آنچه آموختى به نادان درآموز . دانا را براى دانشش بزرگ دار و ستيزه با او را فروگذار و نادان را براى نادانيش كوچك شمار ولى دورش مران بلكه به خود نزديكش كن و به او بياموز . ( 4 ) اى هشام ، به راستى ، هر نعمتى كه از عهدهء شكرش بدر نيامدى چون گناهى باشد كه بدان بازخواست شوى . و امير مؤمنان عليه السّلام فرمود : « به راستى خدا را بندگانى باشند كه از بيمش دلهايشان شكسته است و ( اين بيم ) زبانشان را بسته ، با اينكه زبان آورانى خردمندند . با كردارهاى نيك به درگاه خدا پيش روند ، بيش ( خود ) را افزون نشمارند و به ( كردار ) اندكشان از خود خشنود نباشند . در پيش خود خويش را بد پندارند ولى به راستى هوشمندان و نيكوكارانند . »
هامش
( 59 ) در پاره‌اى نسخه‌ها به جاى « و لو جثّوا على الرّكب » ، [ حبوا على الركب - سوار بر چهارپايان تاخت كنيد ] آمده . ( 60 ) برخى از اين تعليمات در بخش « اندرزهاى مسيح عليه السّلام » در همين كتاب در ص 523 تا ص 537 آمده است . ( 61 ) اين بيان در بخش « اندرزهاى مسيح عليه السّلام در انجيل و جز آن » در همين كتاب به تفصيل ص 523 . آمده . ( 62 ) در متن « المشّاء إلى غير ارب - بسيار روندهء بىمقصد » آمده ( كه اصطلاحا آن را پرسه زدن گويند ) و در پاره‌اى نسخه‌ها [ الى غير ادب - بدون آموختن و عبرت‌گيرى ، و بىادبانه ] آمده است . ( 63 ) يعنى اگر يك كلمه حكمت و دانش در جايى يافت شود مؤمن بايد چون گمشدهء خويش به دنبال آن برود و در طلبش بكوشد . - م .
تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 400 | ابن شعبة الحراني / پرويز اتابكى