تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
زمين ، آنانند كه زندگى ناچيزى دارند و خانه بدوشند ، آنان كه چون حاضر باشند شناخته نشوند « 85 » و چون غايب گردند احوالشان را نپرسند و چون بيمار گردند عيادت نشوند و چون خواستگارى كنند كس به آنها زن ندهد و چون ناروايى بينند اغماض كنند و اگر نادانى با آنان به تندى سخن گويد در پاسخش ( لفظ ) سلام گويند و چون نيازمندى به ايشان پناه جويد به او مهربانى كنند و بگاه مرگ غمگين نباشند ، و دلهايشان با يك ديگر اختلافى ندارد هر چند آنان را در شهرهاى مختلف بينى . « 86 » ( 1 ) و فرمود عليه السّلام : هر كه خواهد خدايش عمر دراز دهد كارش را استوار كند و هر كه خواهد گناهش بكاهد پردهء خود را فرو آويزد و هر كه خواهد بلند آوازه شود امر خود را در گمنامى گذارد . ( 2 ) و فرمود عليه السّلام : سه خصلتند كه عمل بدانها براى بنده ( از هر چيز ديگر ) دشوارتر است : انصاف دادن مؤمن از پيش خود ، ترجيح دادن مرد برادرش را بر خويشتن و در هر حال به ياد خدا بودن . به او گفتند : معنى ياد خدا در هر حال چيست ؟ حضرتش عليه السّلام فرمود : يعنى چون آهنگ نافرمانى كند خدا را به ياد آرد تا ميان او معصيت مانع گردد . ( 3 ) و فرمود عليه السّلام : ( تلفظ ) همزه ( به تأكيد ) در قرآن زيادى است . « 87 » ( 4 ) و فرمود عليه السّلام : از شوخى بپرهيزيد زيرا دشمنى فزايد و كينه به بار آرد و ( در واقع ) دشنامى كوچكتر باشد . حسن بن راشد « 88 » گفت : ابو عبد الله عليه السّلام فرمود : هر گاه ناگوارى به تو رسيد از آن به هيچ يك از مخالفان شكايت مبر ولى با يكى از برادرانت حكايت كن كه يكى از اين چهار فايده را از دست نمىدهى : يا به تمامى ( كارت را ) كفايت كند و يا به ( سبب ) مقام ( خود ) به تو كمك دهد ، يا دعايى مستجاب ( در حقّ تو كند ) و يا به راى ( خود ) مشورتى ( به تو دهد ) . ( 5 ) و فرمود عليه السّلام : بازار گرد مباش و چيزهاى خرده ريز را خودت مخر زيرا براى مرد نژاده و ديندار پسنديده نيست كه چيزهاى خرد را خود بخرد مگر در سه چيز خريد ملك و برده و شتر . ( 6 ) و فرمود عليه السّلام : در چيزى كه به تو مربوط نيست سخنى مگوى و از پرگويى در آنچه به تو مربوط است و سوديت دارد نيز خوددارى كن تا جايى براى بيانش بيابى . چه بسا گوينده‌اى كه سخن مفيدى را نابجا گفته و به رنج افتاده است . با بيخرد و با بردبار مجادله مكن چه بردبار بر
هامش
( 85 ) يعنى از فرط فروتنى و آرامى و به سبب دورى از تظاهر شناخته نشوند . - م . ( 86 ) از امام صادق عليه السّلام در بيانات ايشان به ابن جندب در ص 310 قريب به اين مضمون گذشت . - م . ( 87 ) در نسخه‌ها به جاى « الهمز » [ الهمزة ] آمده و مراد تأكيد همزه است . رك : به كتاب رجال نجاشى « شرح حال ابان بن تغلب » ( كه بهترين قارى قرآن بود و گويد : انّما الهمز رياضة - تلفظ همزه به تأكيد زحمتى است » . - م . ) ( 88 ) حسن بن راشد از موالى بنى عبّاس ، بغدادى و كوفى ، از اصحاب امام صادق عليه السّلام بود كه روزگار امام كاظم عليه السّلام را هم درك كرد و از ايشان نيز روايت كرده است . و نيز ممكن است مراد حسن بن راشد طفاوى از اصحاب امام صادق ( عليه السّلام ) باشد كه مردى بسيار دانشمند بود و كتاب النّوادر از اوست .
تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 385 | ابن شعبة الحراني / پرويز اتابكى