( 1 ) و فرمود عليه السّلام : مؤمن نيستند مگر آنكه بلا را نعمت و خوشى را مصيبت شماريد .
( 2 ) و فرمود عليه السّلام : دارايى ، ( داشتن ) چهار هزار ( درهم ) است و دوازده هزار درهم گنج « 75 » است و بيست هزار درهم از راه حلال گرد نيايد ، و دارنده سى هزار ( درهم ) هلاك است « 76 » و آن كسى كه صد هزار درهم دارد از شيعيان ما نباشد . « 77 » ( 3 ) و فرمود عليه السّلام : نشانهء درستى يقين مرد مسلمان آن باشد كه مردم را به بهاى خشم خدا خشنود نسازد و آنها را بدان چه خدا روزيش رسانده نستايد و ايشان را بدان چه خداوندش محروم داشته سرزنش نكند زيرا آزمندى آزمند روزى او را به سويش نكشاند و ناخواستن ناخواه برنگرداندش . و اگر يكى از شما چنان كه از مرگ مىگريزد از روزى خود بگريزد روزيش او را دريابد « 78 » همان گونه كه مرگ او را دريابد .
( 4 ) و فرمود عليه السّلام : كسى از شيعيان ما باشد كه آوازش از حدّ شنود خود فراتر نرود و فربهيش جز از راه گوشش نباشد « 79 » و ما را آشكارا نستايد « 80 » و با دشمن ما نپيوندد و با دوست ما نستيزد و با آن كس كه از ما عيب گويد همنشينى نكند . مهزم « 81 » عرض كرد : پس با اين گروه شيعه نما چه كنم ؟ « 82 » ( امام ) عليه السّلام فرمود : در مورد اينان ، آزمايش و بازشناسى و نزول بلا « 83 » آمده است ، به اينان قحطى نابودكننده و طاعون كشنده رسد و دچار اختلافى شوند كه پراكنده گردند . شيعهء ما آن كسى است كه چون سگ زوزه نكشد « 84 » و چون كلاغ طمع نورزد و اگر از گرسنگى بميرد دست گدايى دراز نكند . عرض كردم : چنين كسى را كجا بجويم ؟ امام عليه السّلام فرمود : در كرانههاى
هامش
( 75 ) يعنى داشتن ثروتى در حدود چهار هزار درهم ( نقره ) دارايى و معقول است و گرد آورى دوازده هزار درهم مصداق « كنز » و مال اندوزى و گنج كردن است كه در قرآن نهى شده . - م .
( 76 ) يعنى دستخوش مهلكات و در معرض هلاك دنيوى و اخروى است .
( 77 ) ظاهرا شايد مراد اندوختن پول نقد راكد و بيكار باشد ، و اللَّه عليم . - م .
( 78 ) در الكافى ، ج 2 ، ص 57 به جاى « فانّ رزقه . . . » [ فانّ الرّزق - پس به راستى ، روزى مقدّر را . . . ] آمده است .
( و مفهوش آن است كه همان گونه كه مرگ مقدّر و حتمى است روزى هم مقدّر و حتمى است . - م . )
( 79 ) مولوى گويد :« آدمى فربه شود از راه گوش * جانور فربه شود از حلق و نوش »يعنى آدمى با شنيدن علم و حكمت و فقه روحش فربه مىشود و رشد مىكند و اينجا مراد آن است كه فربهى شيعيان ما فربهى جسمانى نيست بلكه فربهى و بهرهمندى روح و رشد روحانى است . - م .
( 80 ) در پارهاى نسخهها به جاى « لا يمتدح بنا معلنا » ، [ و لا يمتدح ؛ بمعاملنا ] آمده ( و اين نهى مربوط به دوران لزوم تقيّه است . - م . )
( 81 ) مهزم بن ابى برزهء اسدى كوفى ، از اصحاب امام باقر و امام صادق و امام كاظم عليهم السّلام .
( 82 ) در پارهاى نسخهها به جاى « المتشيّعة » ، [ الشيعة - شيعه ] آمده است .
( 83 ) در الكافى علاوه بر اين آمده است [ و فيهم التبديل - و در آنان تبديل ( نعمت به نقمت - م . ) باشد ]
( 84 ) « هرير الكلب - زوزهء سگ » و اين آوايى است بجز پارس كردن كه سگ از بيتابى در برابر سرما برآورد .