( 1 ) و فرمود عليه السّلام : گذشت زيبا گونه آن است كه بر گناه كيفر نكنى و شكيبايى زيبا آن است كه در آن شكايت نباشد .
( 2 ) و فرمود عليه السّلام : چهار چيز است كه اگر در كسى باشد مؤمن است هر چند از سر تا پايش گناه باشد : راستى ، شرم ، خوشخويى و سپاسگزارى .
( 3 ) و فرمود عليه السّلام : مؤمن نباشى مگر آنكه بيمناك و اميدوار باشى ، و بيمناك و اميدوار نباشى مگر آنكه براى ( پرهيز ) از آنچه بيم دارى و ( رسيدن ) بدان چه اميد دارى عمل كنى .
( 4 ) و فرمود عليه السّلام : ايمان به ظاهر آرايى و آرزودارى نيست بلكه چيزى است خالصانه به دلها كه اعمال گواه راستى آن باشد .
( 5 ) و فرمود عليه السّلام : چون مرد از سى سالگى بگذرد كلانسال « 42 » است و چون از چهل سالگى بگذرد پير . « 43 » ( 6 ) و فرمود عليه السّلام : مردم در توحيد ( و يكتاشناسى خدا ) سه گونهاند : اثباتكننده و نفىكننده و شبيه آورنده . « 44 » پس نفىكننده ، باطل انگار ( و منكر ) است و اثباتكننده مؤمن و شبيهآورنده مشرك .
( 7 ) و فرمود عليه السّلام : ايمان اقرار است و كردار نيّت . « 45 » و اسلام ( فقط ) اقرار است و كردار .
( 8 ) و فرمود عليه السّلام : حشمت ( و ملاحظه و آزرم ) را در ميان خود و برادرت به يكسو منه و چيزى از آن را بر جاى گذار زيرا از ميان رفتن حشمت و آزرم به منزلهء رفتن شرم باشد و بقاى آزرم به منزلهء بقاى دوستى است .
( 9 ) و فرمود عليه السّلام : هر كه به برادر خود بزرگى فروشد از پيوند او محروم ماند و هر كه او را غمناك كند احترامش را برد .
هامش
( 42 ) كهل ، در عربى .
( 43 ) شيخ ، در عربى . ( نام و زمان تقريبى ادوار سنين عمر آدمى به عربى به ترتيب چنين است : رضيع شيرخوار ، ( از ولادت تا حدود دو سالگى ) ، طفل كودك يا خردسال ( از دو سالگى تا حدود نه و يازده سالگى ) ، صبىّ نوجوان ( از ده سالگى تا بلوغ ) ، شاب ( يافتى ) جوان ( از بلوغ تا حدود سى سالگى ، با اين تفاوت كه از لفظ شاب بيشتر ويژگيهاى جسمانى و طراوت و شادابى را در نظر آرند و از لفظ فتى به خصوصيات روحى جوانان از دلاورى و غيرتمندى و جرات و جوانمردى توجه كنند . ) ، كهل كلانسال ( يا بزرگسال ، از سى سالگى تا پنجاه سالگى تقريبا ) ، شيخ پير ( يا شيب سپيد موى ، آنگاه كه موى به طور طبيعى به سپيدى گرايد و از پنجاه تا هفتاد سالگى باشد ) ، عجوز كهنسال ( دوران عجز و ناتوانى جسمانى ، از هفتاد تا هشتاد سالگى ) ، هرم فرتوت ( دوران ضعف و رسيدن به پايان راه زندگى ) . - م . )
( 44 ) در متن « مثبت و ناف و مشبّه » آمده است .
( 45 ) مراد از نيّت ، اخلاص و اعتراف آگاهانهء قلبى است .