توست و بر تو برترى دارد رام كن كه به راستى تو به برترى او اقرار و اعتراف كردهاى تا با او مخالفت نورزى . هر كس به برترى هيچ كس اعتراف نكند خود بين به رأى خويش است . و بدان آن كس كه در پيشگاه خدا اظهار خوارى نكند عزّتى ندارد و آن را كه به خدا فروتنى نكند والايى نباشد .
( 1 ) و فرمود عليه السّلام : به دست كردن انگشترى « 29 » از سنّت است .
( 2 ) و فرمود عليه السّلام : محبوبترين دوستانم نزد من كسى است كه مرا بيشتر به عيبهايم آگاه كند .
( 3 ) و فرمود عليه السّلام : دوستى جز با شرايط آن صورت نبندد ، پس در هر كس آن شرايط يا برخى از آنها بود دوست باشد و گر نه او را به چيزى از دوستى منسوب مدار : نخست اين كه نهان و آشكارش با تو يكى باشد ، دوم اين كه زيبايى تو را زيبايى خود و زشتى تو را زشتى خود بيند ، و سوم اين كه رسيدن به مقام و مال او را با تو ديگرگون نكند ، و چهارم اين كه چيزى را كه تواند از تو دريغ ندارد ، و پنجم ، كه جامع همهء اين خصلتهاست ، اين كه هنگام گرفتارى تو را رها نكند .
( 4 ) و فرمود عليه السّلام : خوشرفتارى با مردم يك سوم خرد باشد .
( 5 ) و فرمود عليه السّلام : خندهء مؤمن تبسّم است . « 30 » ( 6 ) و فرمود عليه السّلام : مرا چه تفاوت كه امانت به خائنى سپارم يا به بىتوجّهى كه آن را گم مىكند حضرت عليه السّلام به مفضّل « 31 » فرمود : شش خصلت را به تو سفارش مىكنم كه به شيعيانم برسانى : ( مفضّل گويد ) عرض كردم : اى سرور من ، آنها كدامند ؟ حضرت عليه السّلام فرمود : پرداخت امانت به هر كه تو را امين گرفته . و اين كه آنچه بر خود پسندى بر برادرانت پسندى . و بدان كه كارها را سرانجامى باشد پس از پيامدها برحذر باش . و به راستى كارها را ناگهانيها باشد پس ( از غافلگير شدن ) بر حذر باش . مبادا به كوهى بالا روى كه بر شدن بر آن آسان و فرود آمدنش دشوار باشد . هرگز به برادرانت وعدهاى مده كه انجامش در اختيار تو نباشد .
( 7 ) و فرمود عليه السّلام : سه چيز است كه خداوند در مورد آنها هيچ يك از مردم را معاف نداشته است : نيكويى با پدر و مادر ، خواه هر دو نيك باشند يا بد . وفاى به عهد نسبت به نكوكار و تبهكار .
و پرداخت امانت به امانت سپار ، نكوكار و بدكار .
( 8 ) و فرمود عليه السّلام : من به سه كس كه سزاوار رحمند رحم كنم : عزيزى كه پس از عزّت دچار ذلّت شده ، و توانگرى كه پس از بىنيازى گرفتار نيازمندى شده ، و دانايى كه خانوادهء او و جاهلان
هامش
( 29 ) در پارهاى نسخهها به جاى « لبس الخاتم » ، [ لباس الخاتم ] آمده است .
( 30 ) يعنى مؤمن هرگز به قهقهه كه نشانهء بيخبرى و غفلت از ياد خدا و بىتوجّهى به آخرت است بانگ بر نمىدارد و اگر خواست بخندد به تبسّمى اكتفا مىكند . - م .
( 31 ) ابو عبد الله ، مفضّل بن عمر جعفى كوفى از اصحاب امام صادق و امام كاظم عليهما السّلام و بلكه از شيوخ و كبار اصحاب امام صادق عليه السّلام و از نزديكان و محرمان و معتمدان آن حضرت ، از فقيهان صالح بود . وى صاحب رسالهء معروف توحيد المفضّل است كه از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده .