مردم و دست خود دارد خسّت مىورزد ( و هر دو را دريغ دارد ) تا بدان جا كه چيزى در دست مردم نبيند مگر آنكه آرزو كند به حلال يا حرام از آن خودش باشد ( تا همچنان نگهدارد و بر مردم دريغ ورزد ) ، نه سير مىشود و نه از آنچه خدا روزيش كرده بهرهاى مىبرد ( و انفاقى مىكند ) .
( 1 ) و فرمود عليه السّلام : بخيل كسى است كه از راه غير حلال مالى به دست آرد و نابجا خرجش كند .
( حضرت ) عليه السّلام : به يكى از شيعيانش فرمود : چه شده است كه برادرت از تو شكايت مىكند ؟ عرض كرد : از من شكايت مىكند كه حقّ خود را به تمامى از او گرفتهام . امام عليه السّلام تند نشست و سپس فرمود : گويا ( پندارى ) كه وقتى تمام حقّ خود را از او گرفتهاى با وى بدى نكردهاى ؟ آيا ديدى كه خداوند از مردمى حكايت كند كه از بدى حساب مىترسند ؟ آيا مىترسند كه خداوند در حسابرسى بر آنها جور كند ؟ نه ، ولى مىترسند كه حسابى تمام از آنها بكشد ، پس خدا آن را بد حسابكشى ناميده است . پس هر كه تمام حقّ خود را مطالبه كند بد كرده است . « 52 » ( 2 ) و فرمود عليه السّلام : زياد حرامخوارى « 53 » روزى را بكلّى نابود كند .
( 3 ) و فرمود عليه السّلام : بد خويى نكبت و تنگدستى « 54 » است .
( 4 ) و فرمود عليه السّلام : ايمان يك درجه بالاتر از اسلام است و تقوى درجهاى برتر از آن و پارهاى ( از مراتب ايمان ) برتر از پارهاى ديگر ، « 55 » چه بسا بر زبان مؤمن چيزى باشد كه خداوند بدان تهديد به دوزخ نفرموده است . خدا فرمايد :
إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ نُدْخِلْكُمْ مُدْخَلًا كَرِيماً
- اگر از گناهان بزرگى كه از آن نهى شدهايد پرهيز كنيد ، سيّئات شما را مىزداييم و شما را به جايگاهى شايسته درمىآوريم » « 56 » و ديگرى كسى است كه تيز فهمتر است و برخوردش با گناهان شديدتر ، و اين هر دو « مؤمن » هستند . و يقين يك درجه بالاتر از تقوى است و به راستى در
هامش
( 52 ) مراد آن است كه مؤمن در مطالبه و دريافت حقّ خود از برادر مؤمنش بايد مدارا و ملاحظه و ارفاق و گذشت داشته باشد . اولا در مطالبهء آن زياد پافشارى نكند و بر برادرش سخت نگيرد و ثانيا هنگام دريافت حقّ خود نيز اصرار نكند كه همين دم مىخواهم و تمام و كمال مىخواهم و بايد نقد و تا يك شاهى آخر باشد . البته در مقابل بر مديون نيز اخلاقا و شرعا فرض است كه تمام اين موارد را از جانب خود مراعات كند و حقّ برادر مؤمنش را با كمال ادب و رفق و به تمامى تا آخرين دينار ادا كند . اين مدارا و گذشت و خوش حسابى دو طرفه موجب دوام دوستى و برادرى ايشان خواهد بود . - م .
( 53 ) « السّحت - حرام خوردن و آنچه كسبش حرام است » . در پارهاى نسخهها [ الصّخب ] و در پارهاى ديگر [ السّخب ] آمده است كه به معنى صيحه و فرياد و برخورد اصوات است .
( 54 ) « سوء الخلق نكد » و « نكد » تنگدستى در زندگى است و به سكون و فتح و كسر كاف ، به معنى تنگخويى و به ضمّ كاف به معنى بىخيرى و ناخن خشكى نيز آمده است .
( 55 ) يعنى ايمان درجات مختلف دارد كه برخى بالاتر از برخى ديگر است .
( 56 ) النساء ، 31