( 1 ) و فرمود عليه السّلام : روزه خوار سپاسگزار را مزدى چون روزهدار حساب شمار است و تندرست سپاسگزار را مزدى چون بيمار بردبار .
( 2 ) و فرمود عليه السّلام : آن را كه دانا نيست نسزد كه نيكبختش شمارند . و كسى را كه مهربان نيست نسزد كه بستايندش و كسى را كه بردبار نيست نزيبد كه كاملش انگارند . و نشايد بر آنكو از سرزنش دانايان و نكوهش ايشان بر خود نپرهيزد خير دنيا و آخرت اميد برند ، و خردمند را سزد كه راستگو باشد تا به گفتارش بگرايند ، و سپاسگزار باشد تا مستوجب فزونى ( خرد ) شود .
( 3 ) و فرمود عليه السّلام : تو را نشايد خائنى را كه آزمودهاى امين سازى و ترا نرسد كه كسى را كه به دو امانتى سپردهاى متّهم كنى .
به وى عرض شد : گرامىترين مردم نزد خدا كيست ؟ ( امام ) عليه السّلام فرمود : هر كه بيشتر ياد خدا كند و به طاعت او بيشتر عمل كند . ( راوى گويد ) : عرض كردم : منفورترين مردم نزد خدا كيست ؟
( امام ) عليه السّلام فرمود : آن كه خدا را متّهم كند . عرض كردم : آيا كسى باشد كه خدا را متّهم كند ؟
( امام ) عليه السّلام فرمود : آرى ، كسى كه از خدا خير خواسته و خيرى كه به او رسيده ناخواستش افتاده و خشم گرفته ، پس اين گونه خدا را متّهم ساخته است . عرض كردم : ديگر چه كسى ؟ فرمود :
آن كه از خدا شكايت كند . عرض كردم : آيا كسى از خدا شكايت كند ؟ ( امام ) عليه السّلام فرمود :
آرى ، كسى كه گرفتار بلايى شده و بيش از آنچه به او رسيده اظهار كند . عرض كردم : ديگر چه كسى ؟
( امام ) عليه السّلام فرمود : كسى چون بخشندش سپاس ندارد و چون گرفتار شود نشكيبد . عرض كردم : پس گرامىترين مردم نزد خدا كيست ؟ ( امام ) عليه السّلام فرمود : آن كس كه چون ( نعمتى ) بخشندش سپاس گزارد و چون گرفتار كنندش بشكيبد .
( 4 ) و فرمود عليه السّلام : تنگدل « 24 » را دوستى و حسود را بىنيازى نباشد . و مطالعهء بسيار در حكمت خرد را بارور كند .
( 5 ) و فرمود عليه السّلام : ترس از خدا ( نشانهء ) علم را بس و غرور به خود ( نمودگارى ) جهل را بس .
( 6 ) و فرمود عليه السّلام : بهترين عبادتها شناخت خدا و سرسپردگى به اوست .
( 7 ) و فرمود عليه السّلام : يك عالم برتر از هزار عابد و هزار زاهد و هزار كوشندهء ( در عبادت ) است .
( 8 ) و فرمود عليه السّلام : هر چيزى را زكاتى است و زكات دانش آن است كه به شايستگانش آموزند .
( 9 ) و فرمود عليه السّلام : قاضيان چهار گونهاند ، سه دوزخى و يك بهشتى : مردى كه دانسته قضاوت به ستم كند ، در دوزخ است ؛ و مردى كه نادانسته قضاوت به ستم كند ، او ( هم ) در دوزخ است ؛ و مردى كه نادانسته قضاوت به حق كند ، او نيز دوزخى است ؛ و مردى كه دانسته قضاوت به حق
هامش
( 24 ) در متن « ليس لملول صديق » و در الخصال [ ليس للملك صديق - پادشاه را دوستى نباشد ] و در امالى شيخ [ . . . للملوك . . . - پادشاهان را ] آمده است .